برسام

کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…...

برسام

کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…...

برسام

در هیاهوی زندگی دریافتم :
چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم...
چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی موهایم گشت در حالیکه فقط قصه کودکانه ای بیش نبود...
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمیشود....
به همین سادگی....
کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم
فقط او را میخواندم...

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

نوشته های شبانه

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ب.ظ

ماه برای مویه های من است


که این همه بی طاقت می تابد.


من دیری ست که دست دنیا را خوانده ام


اما هیچ ردپایی از تو اینجا نیست


نه راه ، نه کوچه، نه کوه، نه کلمات


پس منزل ات کجاست؟


من باز هم به همین بادیه باز خواهم گشت


ایوب را من از مراثی خود تحمل و ترانه آموخته ام


من فقط برای با تو بودن روزی ست، که نمرده ام هنوز.

" سید علی صالحی "

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد


همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد


خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید


خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد


چه زیباست که در اندیشه مان


دوست داشتن است …

یادش بخیر

یادش بخیر




23:42:24

2017-09-26

  • barsam mohamadee

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.