برسام

کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…...

برسام

کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…...

برسام

در هیاهوی زندگی دریافتم :
چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم...
چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی موهایم گشت در حالیکه فقط قصه کودکانه ای بیش نبود...
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمیشود....
به همین سادگی....
کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم
فقط او را میخواندم...

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۴ آبان ۹۶، ۱۷:۳۲ - فاطمه نظری
    زیبا.....
  • ۲۱ آبان ۹۶، ۱۵:۰۳ - 😂😘زهـــღـــرا 😊😍
    اوهوم

در تنهائی خودم

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۴۴ ب.ظ

بدی‌های من به خاطر بدی کردن نیست.

 به خاطر احساس شدید خوبی‌های بی‌حاصل است.

 می‌خواهم به اعماق زمین برسم.

عشق من آن‌جاست،

 در آنجایی که دانه‌ها سبز می‌شوند و ریشه‌ها

 به‌هم می‌رسند و آفرینش، در میان پوسیدگی خود را ادامه می‌دهد.

 گویی بدن من یک شکل موقتی و زودگذر آن است. می‌خواهم به اصلش برسم.

می‌خواهم قلبم را مثل یک میوه‌ی رسیده به همه‌ی شاخه‌های درختان آویزان کنم
فروغ فرخزاد

 

و تو بدان ای دوست که من

در انبوه خاطرات غبار گرفته ام

و دیوان کلمات ننگاشته ام

از تمام حسرت های بی انتها

سراغ خواهم گرفت

و روایت خواهم کرد

در تنهائی خودم

من و یار همیشه گیم

کوله ام را میگم

هوا  آفتابی و سرد بود

بام تهران را میگم

(ولنجک تا ابتدای تله‌کابین توچال)

رنگ بارون  از رضا صادقی



  • barsam mohamadee

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.