دلیل بودنم

لبخند بزن ...نفس بکش ... و به معجزه باور داشته باش

دلیل بودنم

لبخند بزن ...نفس بکش ... و به معجزه باور داشته باش

دلیل بودنم

لبخند بزن
نفس بکش
و به معجزه باور داشته باش

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ دی ۹۶، ۰۵:۱۳ - حوا ...
    :((

۹ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۷
آبان

یه رابطه عجیبی هست
بین بارون و بوی خاکِ بارون خورده 
و هوسِ با تو قدم زدن و
نبودن تو ...
یه رابطه عجیبی هست بین بهار و
عاشق شدن و
نبودن تو...
یه تساویِ عجیبی هست
بین من و نبودن تو...
یه تساویِ بی انصافِ عجیبی هست ...

پریسازابلی پور



داشتن خیلی خوبه  تو رفاه خیلی خوبه

زندگی را قشنگ میکنه

اما به نمایش گذاشتنش  چه تو دنیای واقعی

و چه تو دنیای مجازی

دقیقا مثل این میمونه  که نشستیم  تو یه رستوران

درست پشت شیشه مجاور خیابان

و داریم یک پرس چلو کباب  سلطانی میخوریم

با دوغ  و مخلفات ....

اما از پشت شیشه دو تا چشم گرسنه در حال

تماشا کردنمونه ...

دنیا همیشه به دوبخش میشه

اونایی که میخورن اونایی که تماشا می کنن

تقصیر کسی ام نیست
تقصیر داشتن و نداشتنه

آرزو می کنم سال های سال چلو کباب مخصوص بزنید

نه پشت ویترین

23:52:40

2017-11-18

  • barsam mohamadee
۲۱
آبان

شما را بخدا قسم


زن ها را به جایی نرسانید که سکوت کنند


زن ها زمانی سکوت را ترجیح میدهند که باورها و احساساتشان

در هم می شکند


همان وقتی که احساس میکنند دیده نمی شوند.

و اهمیتی برایتان ندارند،


وقتی سکوت میکنند که هیچ راهی نباشد


نه به آینده بروند و نه گذشته را درست کنند،


همان موقع درست در وقت چه کنم چه کنم هایشان....


سکوت میکنند و بیشتر غرق میشوند در خودِ واقعیشان...


بیشتر خودخوری میکنند


در تب و تابِ نگاه هایِ بی سرو تهشان،


بیشتر ترک برمیدارند،


نازک تر و عمیق تر....


حتی شاید بیشتر لبخند بر لب داشته باشند


و یا صدایِ قهقه شان گوشتان را کر کند...


اما بهشان که زل بزنید تهِ آن خنده یِ کاذب،


رگِ اشک و درماندگی را میبینید،همان که از چشمشان میریزد...


همان که دانه دانه اش درد دارد....


شما را بخدا نگذارید کار به سکوتِ او برسد...


ِ یک زن ؛ با شیطنت هایش


با خوب کردنِ حالِ سردرگمِ تان خوش است....


نرسانید به نقطه یِ کشنده یِ زهرِ هلاهل بودنش....

#یاسمن_مهدیپور

سکوت زن ها



23:37:22

2017-11-12

  • barsam mohamadee
۲۰
آبان

زندگی پیداکردن خودتان نیست زندگی خلق خودتان است...
بسیار مراقب باش که درون وجودت ،

 در حال نظاره کدامین آرزو هستی !

 وقتی می ترسی هر چیزی ترسناک است.
وقت امیدواری هر چیزی برای تو به یک امید تبدیل می شود.
وقتی عصبانی هستی هر چیزی که به سراغت آید تو را خشمگین می سازد.
وقتی آرام هستی دنیای اطراف تو همان آرامش را منعکس خواهد کرد.
هر آنچه ازاعماق وجود تو بیرون می آید در جهان

 بیرون تو نمود می یابد

و این یعنی آنکه اگر به راستی خواهان تغییر آنچه

 بر سر تو می آید هستی پس لاجرم باید خود

 واقعی ات را عوض کنی،

پس در قلب خود آنچه را که برایت ارزش دارد

و دوستش داری را ببین و مطمئـــن باش که بیرون وجود تو همان چیز موج خواهد زد.
بسیار مراقب باش که درون وجودت

در حال نظاره کدامین آرزو هستی !!
چرا که رسم کاینات نمایش همان آرزو در

 زندگی روزمره توست.
سعی کن چیزی را درون وجودت ببینی

 که راضی ات می سازد و به تو انرژی می بخشد.

 و بعد آسوده و آرام نظاره گر

 و شاهد این معجزه خلقت باش

 که چگونه تمام روزگار

 و کائنات با تو هماهنگ خواهد شد....





21:32:22

2017-11-11

  • barsam mohamadee
۱۹
آبان

دکتر شریعتی در مورد عادت شدن محدودیت ها در یکی از کتاب هایش

نوشته است:

آلخین قهرمان بزرگ شطرنج جهان در سالن بسیار بزرگی به طور

همزمان با چهل نفر


مسابقه می داد. حاضران با شگفتی مشاهده میکردند که وقتی او در

سالن قدم


میزند و از کنار میزهای مسابقه می گذرد هرگز در یک جهت بیش از

شش قدم بر نمیدارد


و قبل از آن که گام هفتم را بردارد برمیگردد و یا به جهتی دیگر در

راست یا چپ می پیچد!

پس از تحقیق متوجه شدند آلخین سابقاً سال ها [در جریان جنگ

جهانی اول] زندانی بوده


و سلول زندان او اتاقی بوده است شش قدم در شش قدم بود

 


شطرنج

  • barsam mohamadee
۱۶
آبان

گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در


 باورهایم ریشه می دواند .


اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که...


حتی اگر چشمانت بیگانه ای را بنگرند,


حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند ,


می ‌خواهمت هنوز ...


به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که ...


دلتنگت شده ام ...


به همین سادگی!!

به همین سادگی

23:12:00

2017-11-07

  • barsam mohamadee
۱۲
آبان

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ...

وقتی که راه نمیروی، نمی دوی ؛
زمین هم نمیخوری واین ” زمین نخوردن ” محصول سکون است نه مهارت !
وقتی که تصمیمی نمیگیری، کاری نمیکنی ؛
اشتباه هم نمیکنی و این ” اشتباه نکردن” محصول انفعال است نه انتخاب !
خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی و فقط پرهیز کنی .
خوب بودن در انتخابهای ماست که معنا پیدا میکند . . .

خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم …!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد
باید که جای پایش در این دنیا بماند
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود
نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا ببخشیم
آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ؛
دوستی را ؛
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس !
بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت
آمده ایم تا ...

بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ...

پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم ...

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ...

      زندگی را نخواهیم فهمید ...

اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم

فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم

خاری در دستمان فرو رفته است.

اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم

و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم

فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از

آرزوهایمان اجابت نشدند.

اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم

فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد

و حرکت اشتباهی انجام داد.

فراموش نکنیم

فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای

می‌رسیم و یک‌صد کلید در دستمان است،

هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد.

شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم

تا یکی از آنها در را باز کند.

گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند

و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است

 یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید

اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند.

از روی همین زمین خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاست

که معنای زندگی فهمیده می‌شود

و ما با توانایی‌ها و قدرت‌های درون خود بیشتر آشنا می‌شویم

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ... 


22:21:10

2017-11-03

  • barsam mohamadee
۰۹
آبان

هر روز صبح هزاران تن سوار بر خودروهای شخصی از خانه خارج می شوند

و با عبور از ترافیک کلافه کننده خیابان ها و بزرگراه های شهر،

به دنبال محلی مطمئن برای پارک خودرو هستند.

چه بسا رانندگانی که برای توقف چند دقیقه ای،

 زمانی طولانی به جست وجوی محل پارک می پردازند

که در برخی مواقع نیز به نتیجه نمی رسند و دست از پا درازتر،

چاره ای جز حرکت نمی بینند در چنین شرایطی متأسفانه

بسیاری از کسبه و صاحبان خانه ها،

در اقدامی غیرقانونی با قرار دادن موانع به شکل های مختلف

محدوده محل کار یا زندگی را به پارکینگ اختصاصی مبدل کرده اند.

اگر هم به این محدوده نزدیک شوی،

با این جمله ها رو به رو خواهی شد:

«اینجا پارک نکن»، «مگر نمی بینی جلوی مغازه است»، 

اینجا محل تخلیه دائم بار است» و...

حال این سئوال پیش میاید  که در مقابل  چنین  مغازه دار های خاطی

با جارو جنجال حق را به خودشان  میدهند  چطور باید برخورد کرد؟

1-           اگر خسارتی به اتومبیل  وارد کرده باشد  از طریق قانون باید با انها

برخورد کرد (این وظیفه هر شهروندی است)

2-           اگر با جارو جنجال  چنین مغازه دارهائی  مواجه شدید

خونسردی خود را حفظ کنید و اهمیتی هم به حرف رهگذران ندهید و

با آرامش خیال بکار خود ادامه دهید چون حق قانونی شماست  .

موفق باشید

                                   مغازه دار های خاطی             

  • barsam mohamadee
۰۵
آبان

چیزی که در دوست داشتنت


بیش تر عذابم می دهد


این است که گر چه می خواهم


اما طاقت بیش تر دوست داشتنت را ندارم


و آن چه در حواس پنج گانه ام


به ستوهم می آورد


این است که آن ها پنج تا هستند ، نه بیش تر

زنی استثنائی چون تو را


احساساتی استثنائی باید


که بدو تقدیم کرد


و اشتیاقی استثنائی


و اشک هایی استثنائی


زنی چون تو استثنائی را کتاب هایی باید


که ویژه او نوشته شده باشند


و اندوهی ویژه


و مرگی که تنها مخصوص و به خاطر او باشد


تو زنی هستی متکثر


در حالی که زبان یکی است


چه می توانم کرد


تا با زبانم آشتی کنم

طاقت بیشتر دوست داشتنت را ندارم

  • barsam mohamadee
۰۲
آبان

بدی‌های من به خاطر بدی کردن نیست.

 به خاطر احساس شدید خوبی‌های بی‌حاصل است.

 می‌خواهم به اعماق زمین برسم.

عشق من آن‌جاست،

 در آنجایی که دانه‌ها سبز می‌شوند و ریشه‌ها

 به‌هم می‌رسند و آفرینش، در میان پوسیدگی خود را ادامه می‌دهد.

 گویی بدن من یک شکل موقتی و زودگذر آن است. می‌خواهم به اصلش برسم.

می‌خواهم قلبم را مثل یک میوه‌ی رسیده به همه‌ی شاخه‌های درختان آویزان کنم
فروغ فرخزاد

 

و تو بدان ای دوست که من

در انبوه خاطرات غبار گرفته ام

و دیوان کلمات ننگاشته ام

از تمام حسرت های بی انتها

سراغ خواهم گرفت

و روایت خواهم کرد

در تنهائی خودم

من و یار همیشه گیم

کوله ام را میگم

هوا  آفتابی و سرد بود

بام تهران را میگم

(ولنجک تا ابتدای تله‌کابین توچال)

رنگ بارون  از رضا صادقی



  • barsam mohamadee