هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من
مشخصات بلاگ
تمام افرادی که به موفقیتی بزرگ دست یافتهاند، حداقل یک بار تا یک قدمی سقوط رفته اند، و برخی از آن ها حتی سقوط کرده و دوباره برخواسته اند. همه به شما میگویند: “روز خوبی داشته باشید”. اما حقیقت این است که هیچ کس نمی تواند روز خوبی داشته باشد… اما می تواند آن را خلق کند! روزهای خوب را باید ساخت… اضطراب فردا را خالی از اندوه نمیکند، بلکه امروز را خالی از قدرت می نماید.
ما به هم قول داده بودیم،نه تو آدم بد قولی بودی نه من...
از کجا شروع شد
از کدام روز،از کدام لحظه سر قولمان نماندیم؟
از کجا شروع شد که حالا
تنها کاری که از دستمان بر می آید این است که
وقتی به هم نگاه می کنیم
از خجالت سرخ شویم،
قرارمان این نبود!
یکدفعه چه اتفاقی افتاد که زیر قولمان زدیم
یکدفعه چه اتفاقی افتاد که عاشق هم شدیم؟؟
یکدفعه چه اتفاقی افتاد که دوستت دارم از زبانمان پرید؟
نه تو می دانی
و نه من
و این ندانستن زیباترین سوال بی جواب دنیاست!
((صفا سلدوزی))
پی نوشت
یادم نیست پاییز بود که رفتی یا رفتی که پاییز شد یادم نیست باران میزد که رفتی یا رفتی که باران گرفت تنها میدانم هنوز بعد از سال ها در همان پاییز تلخ خیس و خسته تنها زیر باران مانده ام