دلیل بودنم

لبخند بزن ...نفس بکش ... و به معجزه باور داشته باش

دلیل بودنم

لبخند بزن ...نفس بکش ... و به معجزه باور داشته باش

دلیل بودنم

لبخند بزن
نفس بکش
و به معجزه باور داشته باش

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ دی ۹۶، ۰۵:۱۳ - حوا ...
    :((

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «❤️» ثبت شده است

۱۲
دی

برای آدم هایی که یکباره یاد

کسی آن دور دورهای ذهنشان می افتند ،

 معجزه ی بزرگیست !

 اینکه یک آدم فراموش شده را بعد از سالها به یاد بیاوری

 و دلت بخواهد حداقل بدانی اکانتی با نام خودش توی

اینستاگرام ها و تلگرام ها و برنامه های این چنینی دارد یا نه...

 که اگر داشت ،
 عکسش را بعد از این همه سال ببینی و با تغییرات زندگی أش

آشنا شوی..

خاطراتت را مرور کنی

و شاید کمی هم اشک بریزی..!!

اسم و فامیلش را به صورت های متفاوت تایپ میکنی

 و سرچ وسرچ و سرچ...

اینطور وقت ها معمولأ آدم ناکام می ماند و هیچ شخص

آشنایی  پیدا نمیکند

حالا شاید برحسب اتفاق توی این سرچ های پی در پی یک

تشابه اسم وجود داشته باشد

 و برای چند لحظه تا یاد آوری چهره ی شخص مورد نظر قلبت

تپش های تند تری را تقبل کند

اما در اکثر مواقع بعد از دیدن عکس فرد ناشناس است

و امید نا امید...

اگر هم از عکس خودش برای پروفایل استفاده نکرده باشد

که اوضاع بدتر است و دو دل میمانی!.

حتمأ برای همه ی ما یکبارش پیش آمده ،

آن آدم فراموش شده ی

 ناگهان به یاد آمده را همه ی ما داشته ایم ،

 شاید دوست دوران مدرسه ،

عشق دوران نوجوانی، همکلاسی دوران دانشگاه ،

فامیلی که در خارج از کشور اقامت دارد

یا آدم های گمشده ی دیگری که حالا

شاید اکانتی هم داشته باشند

اما با نام مستعاری که ما نمیدانیم و نمیتوانیم حدس بزنیم...

 شاید این ندانستن خیلی بهتر از این باشد

که با همین سرچ کوتاه او را پیدا کنی

و هزار خاطره توی ذهنت زیرو رو شود ،

اگر عکس پروفایلش ، خودش باشد

که مینشینی با دقت نگاهش میکنی ، نگاه میکنی

که بفهمی در این مدت طولانی چه بر سر زندگی أش آمده و

 چقدر تغییر کرده است

اما اگر عکس دو نفره باشد

یا مثلأ روی پروفایلش نوشته باشد "این ِرل " یا چمیدانم

از همین جمله های معروف عاشقانه ؛

 چه غمی را باید به جان بخری...

شاید سالهای سال هم گذشته باشد

اما داغش دوباره تازه میشود و

چند روزی حال و روزت را تلخ میکند...

میدانم این قابلیت سرچ ، با تمام خوبی ها و بدی هایش شاید

اشک خیلی ها را در آورده باشد ،

 خیلی های عاشق را....

که از دنیای واقعی جاماندند

و برای دیدن دوستشان دست به جستجوهای مجازی زدند!!

فکر میکنم بهتر باشد

برای یوزرهایمان اسم های خودمان را انتخاب کنیم ،

 شاید یک روز

یک نفر

به یادمان افتاد و خواست پیدایمان کند...

لطفأاسمت راهرجا که میروی با خودت ببر

یک روز

دلتنگت خواهم شد...

19:55:35
2018-01-02

  • barsam mohamadee
۲۱
آذر

من از اینکه سی ساله هستم حظ می کنم.

سی سال زندگیم را مثل نوشابه خوشمزه می نوشم.

سی سالگی سن زیبایی است،

 سی و یک سال و سی و دو سال و سی سه و چهار و پنج

همه زیبا هستند.

برای اینکه آدم احساس آزادی می کند.

احساس می کند یاغی شده است،

برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده،

غم سراشیبی هم هنوز شروع نشده.

احساس روشنی می کنیم.

 عاقبت در سی سالگی حس می کنیم که مغزمان کار می کند.

اگر در آن سن، مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم..

اگر شک و تردید داریم بدون خجالت شک و تردید داریم.

از تمسخر جوانها واهمه نداریم چون ما هم جوان هستیم.

از سرزنش بزرگها وحشت نداریم چون ماهم آدم بزرگ هستیم.

از اطاعت نکردن وحشت نداریم برای اینکه فهمیده ایم

اطاعت کردن کار احمقانه ای است.

از تنبیه نمی ترسیم چون به این نتیجه رسیده ایم

که دوست داشتن عیب نیست. وقتی قرار است عاشق شویم می شویم،

وقتی از هم جدا می شویم، آنرا با منطق قبول می کنیم.

دیگر نباید به معلم و مدرسه و .....

حساب پس بدهیم و بس


18:53:20

2017-12-13

  • barsam mohamadee
۱۱
آذر

نمـــــی نــــویســـــم !

کـــــه کلمـــــات را آلـــــوده نکنــــــم بــــه گنــــاه !!

گنــــاهــــی کــــه از آن مـــــن اســــت !

نمـــــی نـــویســـــم !

تــــا سکـــــوت را بیـــــاموزم !

نمـــــی نـــویســــــم !

تـــــا احســـاســـاتـــم را محبــــوس کنــــم !

تــــــا نخــــوانــــی !

نــــــدانـــــی !!!

کــــه چــــه مـــــی گــــذرد...........

میــــخنــــــدم !

تـــا یــــادم بمــــانـــد !

تــــظاهــــر بهتــــریــــن کــــار اســــت !!!

تـــا یـــــادم نـــــرود !

کـــــه دیگـــــران مـــــرا خنـــــدان مـــی خــــواهنــــد !

تــــا یــــادم بمــــانـــد !

مـــــن !

دیگـــــــر آن آدم ســــابـــق نیستـــــم !

آن زمــــان کـــه لــب بــــه شکــــوه بــــاز کــــردم و گفتــــم :

خستــــه ام !!!

و آن هـــــا یـــک بـــه یــــک رفتنــــد !

خستگـــــی هــــایـــم را تـــاب نیــــاوردنــــد !

و اکنـــــون ایــــن منــــم !

همــــان آدم دلتنگــــ کـــــه دلــــش مــــدام شـــور میــــزند !!!

بگـــــذار ننــــویســــم

گــفــتــی :

 

عکـــســـهایــم را بــســوزان

 

امــا نــگــفــتــی

 

با عکــســهایــی کــه چــشــمانــم گرفــت

 

و دلـــم ظــاهر کــرد

 

چـــه کـــنم؟!

19:47:38
2017-12-02

  • barsam mohamadee
۲۱
آبان

شما را بخدا قسم


زن ها را به جایی نرسانید که سکوت کنند


زن ها زمانی سکوت را ترجیح میدهند که باورها و احساساتشان

در هم می شکند


همان وقتی که احساس میکنند دیده نمی شوند.

و اهمیتی برایتان ندارند،


وقتی سکوت میکنند که هیچ راهی نباشد


نه به آینده بروند و نه گذشته را درست کنند،


همان موقع درست در وقت چه کنم چه کنم هایشان....


سکوت میکنند و بیشتر غرق میشوند در خودِ واقعیشان...


بیشتر خودخوری میکنند


در تب و تابِ نگاه هایِ بی سرو تهشان،


بیشتر ترک برمیدارند،


نازک تر و عمیق تر....


حتی شاید بیشتر لبخند بر لب داشته باشند


و یا صدایِ قهقه شان گوشتان را کر کند...


اما بهشان که زل بزنید تهِ آن خنده یِ کاذب،


رگِ اشک و درماندگی را میبینید،همان که از چشمشان میریزد...


همان که دانه دانه اش درد دارد....


شما را بخدا نگذارید کار به سکوتِ او برسد...


ِ یک زن ؛ با شیطنت هایش


با خوب کردنِ حالِ سردرگمِ تان خوش است....


نرسانید به نقطه یِ کشنده یِ زهرِ هلاهل بودنش....

#یاسمن_مهدیپور

سکوت زن ها



23:37:22

2017-11-12

  • barsam mohamadee
۰۵
آبان

چیزی که در دوست داشتنت


بیش تر عذابم می دهد


این است که گر چه می خواهم


اما طاقت بیش تر دوست داشتنت را ندارم


و آن چه در حواس پنج گانه ام


به ستوهم می آورد


این است که آن ها پنج تا هستند ، نه بیش تر

زنی استثنائی چون تو را


احساساتی استثنائی باید


که بدو تقدیم کرد


و اشتیاقی استثنائی


و اشک هایی استثنائی


زنی چون تو استثنائی را کتاب هایی باید


که ویژه او نوشته شده باشند


و اندوهی ویژه


و مرگی که تنها مخصوص و به خاطر او باشد


تو زنی هستی متکثر


در حالی که زبان یکی است


چه می توانم کرد


تا با زبانم آشتی کنم

طاقت بیشتر دوست داشتنت را ندارم

  • barsam mohamadee
۲۵
آذر


 

 

عطر زرد گل یاس رو نمی خوام

 

 

نمره ی بیست کلاسو نمی خوام

 

من فقط واسه چش تو جون می دم

 

عاشقای بی حواسو نمی خوام

 

من تو رو می خوام اونارو نمی خوام

 

نفسم تویی هوارو نمی خوام

 

عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام

 

دوره گرد گل فروشو نمی خوام

 

اونی که چشاش به رنگ عسله

 

مجنون خونه به دوشو نمی خوام

 

من تو رو می خوام اونارو نمی خوام

 

  • barsam mohamadee
۲۰
آذر

من , زاده آذر ماه اخر پائیزم"

محبت های بی دریغتان را ارج می نهم .

خدایا مبادا در خاطر کسی آید که برای عزیزتر شدنم رفتن را بر گزیدم

  که تو خود گواه منی..

از تو خواستم که مرا یاری کنی که آنچه تو بر دلم جاری می سازی , بر

زبان قلمم جاری گردد.

گویا خدای مهربانم ,  محبت شما  عزیزان  را در دلم جاری ساخت  که دوباره قلمم بی تاب نوشتنتان گشت و مرا  اینگونه  بی تاب کرد.



دوباره خواهم نوشت پر احساس تر از پیش...

می نویسم : 

         "  ســـــــــــــــــــــــــلام  "

"سلامی دوباره " بر دلِ بی آلایشتان ...

 " سلامی دوباره " بر برگ های سبز و شبنم زده ی درخت تنومندِ

محبتان...

" سلامی دوباره " بر آنانکه با نبودن کسی  , بودنش  را از یاد نخواهند

برد...

لیک به خود قول دادم که این بار ,

" طوری از کنار زندگی  بگذرم که  نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه

این دلِ ناماندگارِ"

محبت بی دریغتان را سپاس می گویم  وبا زبانی قاصر از بیان آن از نو

برایتان می نویسم:

        "  ســـــــــــــــــــــــــلام  "

  • barsam mohamadee