برسام

کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…...

برسام

کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…...

برسام

در هیاهوی زندگی دریافتم :
چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم...
چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی موهایم گشت در حالیکه فقط قصه کودکانه ای بیش نبود...
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمیشود....
به همین سادگی....
کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم
فقط او را میخواندم...

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۴ آبان ۹۶، ۱۷:۳۲ - فاطمه نظری
    زیبا.....
  • ۲۱ آبان ۹۶، ۱۵:۰۳ - 😂😘زهـــღـــرا 😊😍
    اوهوم
۲۷
آبان

یه رابطه عجیبی هست
بین بارون و بوی خاکِ بارون خورده 
و هوسِ با تو قدم زدن و
نبودن تو ...
یه رابطه عجیبی هست بین بهار و
عاشق شدن و
نبودن تو...
یه تساویِ عجیبی هست
بین من و نبودن تو...
یه تساویِ بی انصافِ عجیبی هست ...

پریسازابلی پور



داشتن خیلی خوبه  تو رفاه خیلی خوبه

زندگی را قشنگ میکنه

اما به نمایش گذاشتنش  چه تو دنیای واقعی

و چه تو دنیای مجازی

دقیقا مثل این میمونه  که نشستیم  تو یه رستوران

درست پشت شیشه مجاور خیابان

و داریم یک پرس چلو کباب  سلطانی میخوریم

با دوغ  و مخلفات ....

اما از پشت شیشه دو تا چشم گرسنه در حال

تماشا کردنمونه ...

دنیا همیشه به دوبخش میشه

اونایی که میخورن اونایی که تماشا می کنن

تقصیر کسی ام نیست
تقصیر داشتن و نداشتنه

آرزو می کنم سال های سال چلو کباب مخصوص بزنید

نه پشت ویترین

23:52:40

2017-11-18

  • barsam mohamadee
۲۱
آبان

شما را بخدا قسم


زن ها را به جایی نرسانید که سکوت کنند


زن ها زمانی سکوت را ترجیح میدهند که باورها و احساساتشان

در هم می شکند


همان وقتی که احساس میکنند دیده نمی شوند.

و اهمیتی برایتان ندارند،


وقتی سکوت میکنند که هیچ راهی نباشد


نه به آینده بروند و نه گذشته را درست کنند،


همان موقع درست در وقت چه کنم چه کنم هایشان....


سکوت میکنند و بیشتر غرق میشوند در خودِ واقعیشان...


بیشتر خودخوری میکنند


در تب و تابِ نگاه هایِ بی سرو تهشان،


بیشتر ترک برمیدارند،


نازک تر و عمیق تر....


حتی شاید بیشتر لبخند بر لب داشته باشند


و یا صدایِ قهقه شان گوشتان را کر کند...


اما بهشان که زل بزنید تهِ آن خنده یِ کاذب،


رگِ اشک و درماندگی را میبینید،همان که از چشمشان میریزد...


همان که دانه دانه اش درد دارد....


شما را بخدا نگذارید کار به سکوتِ او برسد...


ِ یک زن ؛ با شیطنت هایش


با خوب کردنِ حالِ سردرگمِ تان خوش است....


نرسانید به نقطه یِ کشنده یِ زهرِ هلاهل بودنش....

#
یاسمن_مهدیپور

سکوت زن ها




23:37:22

2017-11-12

  • barsam mohamadee
۲۰
آبان

زندگی پیداکردن خودتان نیست زندگی خلق خودتان است...
بسیار مراقب باش که درون وجودت ،

 در حال نظاره کدامین آرزو هستی !

 وقتی می ترسی هر چیزی ترسناک است.
وقت امیدواری هر چیزی برای تو به یک امید تبدیل می شود.
وقتی عصبانی هستی هر چیزی که به سراغت آید تو را خشمگین می سازد.
وقتی آرام هستی دنیای اطراف تو همان آرامش را منعکس خواهد کرد.
هر آنچه ازاعماق وجود تو بیرون می آید در جهان

 بیرون تو نمود می یابد

و این یعنی آنکه اگر به راستی خواهان تغییر آنچه

 بر سر تو می آید هستی پس لاجرم باید خود

 واقعی ات را عوض کنی،

پس در قلب خود آنچه را که برایت ارزش دارد

و دوستش داری را ببین و مطمئـــن باش که بیرون وجود تو همان چیز موج خواهد زد.
بسیار مراقب باش که درون وجودت

در حال نظاره کدامین آرزو هستی !!
چرا که رسم کاینات نمایش همان آرزو در

 زندگی روزمره توست.
سعی کن چیزی را درون وجودت ببینی

 که راضی ات می سازد و به تو انرژی می بخشد.

 و بعد آسوده و آرام نظاره گر

 و شاهد این معجزه خلقت باش

 که چگونه تمام روزگار

 و کائنات با تو هماهنگ خواهد شد....





21:32:22

2017-11-11

  • barsam mohamadee
۱۹
آبان

دکتر شریعتی در مورد عادت شدن محدودیت ها در یکی از کتاب هایش

نوشته است:

آلخین قهرمان بزرگ شطرنج جهان در سالن بسیار بزرگی به طور

همزمان با چهل نفر


مسابقه می داد. حاضران با شگفتی مشاهده میکردند که وقتی او در

سالن قدم


میزند و از کنار میزهای مسابقه می گذرد هرگز در یک جهت بیش از

شش قدم بر نمیدارد


و قبل از آن که گام هفتم را بردارد برمیگردد و یا به جهتی دیگر در

راست یا چپ می پیچد!

پس از تحقیق متوجه شدند آلخین سابقاً سال ها [در جریان جنگ

جهانی اول] زندانی بوده


و سلول زندان او اتاقی بوده است شش قدم در شش قدم بود

 


شطرنج

  • barsam mohamadee
۱۶
آبان

گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در


 باورهایم ریشه می دواند .


اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که...


حتی اگر چشمانت بیگانه ای را بنگرند,


حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند ,


می ‌خواهمت هنوز ...


به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که ...


دلتنگت شده ام ...


به همین سادگی!!

به همین سادگی

23:12:00

2017-11-07

  • barsam mohamadee
۱۲
آبان

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ...

وقتی که راه نمیروی، نمی دوی ؛
زمین هم نمیخوری واین ” زمین نخوردن ” محصول سکون است نه مهارت !
وقتی که تصمیمی نمیگیری، کاری نمیکنی ؛
اشتباه هم نمیکنی و این ” اشتباه نکردن” محصول انفعال است نه انتخاب !
خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی و فقط پرهیز کنی .
خوب بودن در انتخابهای ماست که معنا پیدا میکند . . .

خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم …!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد
باید که جای پایش در این دنیا بماند
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود
نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا ببخشیم
آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ؛
دوستی را ؛
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس !
بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت
آمده ایم تا ...

بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ...

پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم ...

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ...

      زندگی را نخواهیم فهمید ...

اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم

فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم

خاری در دستمان فرو رفته است.

اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم

و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم

فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از

آرزوهایمان اجابت نشدند.

اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم

فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد

و حرکت اشتباهی انجام داد.

فراموش نکنیم

فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای

می‌رسیم و یک‌صد کلید در دستمان است،

هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد.

شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم

تا یکی از آنها در را باز کند.

گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند

و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است

 یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید

اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند.

از روی همین زمین خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاست

که معنای زندگی فهمیده می‌شود

و ما با توانایی‌ها و قدرت‌های درون خود بیشتر آشنا می‌شویم

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه های زندگى خود باشیم ... 


22:21:10

2017-11-03

  • barsam mohamadee
۰۹
آبان

هر روز صبح هزاران تن سوار بر خودروهای شخصی از خانه خارج می شوند

و با عبور از ترافیک کلافه کننده خیابان ها و بزرگراه های شهر،

به دنبال محلی مطمئن برای پارک خودرو هستند.

چه بسا رانندگانی که برای توقف چند دقیقه ای،

 زمانی طولانی به جست وجوی محل پارک می پردازند

که در برخی مواقع نیز به نتیجه نمی رسند و دست از پا درازتر،

چاره ای جز حرکت نمی بینند در چنین شرایطی متأسفانه

بسیاری از کسبه و صاحبان خانه ها،

در اقدامی غیرقانونی با قرار دادن موانع به شکل های مختلف

محدوده محل کار یا زندگی را به پارکینگ اختصاصی مبدل کرده اند.

اگر هم به این محدوده نزدیک شوی،

با این جمله ها رو به رو خواهی شد:

«اینجا پارک نکن»، «مگر نمی بینی جلوی مغازه است»، 

اینجا محل تخلیه دائم بار است» و...

حال این سئوال پیش میاید  که در مقابل  چنین  مغازه دار های خاطی

با جارو جنجال حق را به خودشان  میدهند  چطور باید برخورد کرد؟

1-           اگر خسارتی به اتومبیل  وارد کرده باشد  از طریق قانون باید با انها

برخورد کرد (این وظیفه هر شهروندی است)

2-           اگر با جارو جنجال  چنین مغازه دارهائی  مواجه شدید

خونسردی خود را حفظ کنید و اهمیتی هم به حرف رهگذران ندهید و

با آرامش خیال بکار خود ادامه دهید چون حق قانونی شماست  .

موفق باشید

                                   مغازه دار های خاطی             

  • barsam mohamadee
۰۵
آبان

چیزی که در دوست داشتنت


بیش تر عذابم می دهد


این است که گر چه می خواهم


اما طاقت بیش تر دوست داشتنت را ندارم


و آن چه در حواس پنج گانه ام


به ستوهم می آورد


این است که آن ها پنج تا هستند ، نه بیش تر

زنی استثنائی چون تو را


احساساتی استثنائی باید


که بدو تقدیم کرد


و اشتیاقی استثنائی


و اشک هایی استثنائی


زنی چون تو استثنائی را کتاب هایی باید


که ویژه او نوشته شده باشند


و اندوهی ویژه


و مرگی که تنها مخصوص و به خاطر او باشد


تو زنی هستی متکثر


در حالی که زبان یکی است


چه می توانم کرد


تا با زبانم آشتی کنم

طاقت بیشتر دوست داشتنت را ندارم

  • barsam mohamadee
۰۲
آبان

بدی‌های من به خاطر بدی کردن نیست.

 به خاطر احساس شدید خوبی‌های بی‌حاصل است.

 می‌خواهم به اعماق زمین برسم.

عشق من آن‌جاست،

 در آنجایی که دانه‌ها سبز می‌شوند و ریشه‌ها

 به‌هم می‌رسند و آفرینش، در میان پوسیدگی خود را ادامه می‌دهد.

 گویی بدن من یک شکل موقتی و زودگذر آن است. می‌خواهم به اصلش برسم.

می‌خواهم قلبم را مثل یک میوه‌ی رسیده به همه‌ی شاخه‌های درختان آویزان کنم
فروغ فرخزاد

 

و تو بدان ای دوست که من

در انبوه خاطرات غبار گرفته ام

و دیوان کلمات ننگاشته ام

از تمام حسرت های بی انتها

سراغ خواهم گرفت

و روایت خواهم کرد

در تنهائی خودم

من و یار همیشه گیم

کوله ام را میگم

هوا  آفتابی و سرد بود

بام تهران را میگم

(ولنجک تا ابتدای تله‌کابین توچال)

رنگ بارون  از رضا صادقی



  • barsam mohamadee
۲۰
مهر

من به خود میبالم که در این گوشه دنیا به امیدی زنده ام که فقط


خود میدانم،نه عشق هست نه آرزو چرا که عشق را هوس گرفته و

 آرزو را  روزگار!

من به خود می بالم که در این گردی اعجاب انگیز به خود   وابستم،

من ساده ام ساده تر از بی رنگی پاکم پاکتر از یکرنگی من

خودمم خود خودم خودمم

من به خودم میبالم که دست نیافتنی ام حتی اگر یک فوطی نوشانه

باشم و دست رد زدم به ...

میبالم که خودم را دوس دارم اندازه دنیا و حصاریست بین من و تو،

من عاشق خوشحالی و شادی و شورم ..

دوس دارم که همگی شاد بمانیم بدونه گریه بدونه غم و غصه

بدونه طعنه از روی خشم...

به که گویم که دلم می خواهد آسمان باشیم نه   ابر...

کاش سهراب مرا میفهمید تا به جای تاشقایق هست زندگی باید

کرد می گفت تا دل شادی هست زندگی باید کرد چرا که شقایق ها

باختن بازی این دنیا را و چنان له شدن در زیر پای احساس و هوس

که دگر جانی برای عاشق شدن نماند .

 

من به خود میبالم



چه خوب است آدمها یک نفر را هر روز دوست داشته باشند

نه...هر روز یک نفر را....!!


ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ زبانت ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺩﺍﺭ ،
و ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﺪ ...

20:06:10

2017-10-12

  • barsam mohamadee
۱۰
مهر

میخواهم این را بگویم که آدم ها

همه ی آدم ها

در زندگی تغییر خواهند کرد،

با ثبات ترینشان

مهربان ترینشان

منطقی ترینشان

احساسی ترین ها

وفادار ترین ها

جدی ترین ها

همه ی آدم ها روزی خود را چنان به کوران تغییر خواهند سپرد

 

که حتی باورتان هم نشود

این تغییر در دست زمان است

کافی است به آدم ها زمان بدهی

مثلأ بگویی فلانی جان بیا این دو سه سال را بگیر و هر چه دلت 

میخواهد با این دو سه سال انجام بده

این چند سال مال خودت است اختیارش را داری

و بعد منتظر بمانید و ببینید این زمان چه بلائی سر آدمی که روبروی شما

ایستاده است می آورد!

آدم هایی در زندگی ام وجود داشته اند

 

دارند که وقتی نسخه ی حال حاضرشان را می گذارم در کنار نسخه ی

چند سال قبل شان احساس میکنم که باید از کنار این آدم ها فقط پا به

فرار بگذارم.

گاهی اوقات سعی کرده ام تا به هر زبانی که شده هشدار یا ندایی بدهم

که آخر فلانی جان تو که اینطوری نبودی

چرا داری اینطوری میشوی

بیا همان آدم قبلی باش

چه اصراری است به این همه تغییر

اما بعد تر ها چیزهای دیگری فهمیدم

فهمیدم که قدرت زمان خیلی خیلی بیشتر از قدرت حرف های من است

و این مجابم کرد که سکوت کنم و صرفأ یک تماشاگر باشم

در زندگی ام با حقیقت های تلخ زیادی رو به رو شده ام

حقیقت هایی که هرکدامشان باعث شد یک تکه از خودم را دور بریزم.

حقیقت هایی که باعث شد زندگی برایم دیگر جلوه ی سابق را نداشته

باشد.

میدانی،برایم مثل این می ماند که نشسته ام به تماشای شهاب سنگی

که دارد می آید تا زمین را نابود کند،من میدانم چه اتفاقی قرار است

بیوفتد اما هیچ کاری از دستم بر نمی آید جز تماشای این نابودی!

همه ی آدم ها تغییر میکنند،تبدیل میشوند به چیزی که شاید حتی یک

دقیقه اش را نشناسید و شما فقط و فقط مجبورید که این حقیقت را

تماشا کنید.

حقیقت این است که زمان همه ی آدم ها را تغییر میدهد،دوست داشتنی

ترین ها را برایت تبدیل به یک غریبه خواهد کرد

باور و قبول این حقیقت،تحملش را برایتان راحت تر خواهد کرد.

همین....

پویان_اوحدی

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد


همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد


خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید


خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد


تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است

ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن


نسبت عشق به من نسبت جان است به تن

تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟


زمان

دل نوشت

لطفا خوبی و بدی ی آدم ها را نسبت ب رابطه گرفتن یا نگرفتنشان با

خودتان محک نزنید


بهتر است بدانیم:


لزوما پیش دستی های یک میهمانی, ارزنده ترین ظروف یک خانه نیستند


هستند ادمهادی  که با دانستن  نقطه ضعفهای شما باعث رنجش شما

نمیشوند .

و هستند انسانهائی که با دانستن  حساسیت های دیگران سعی در بهم

زدن آرامش میشوند .

ای کاش درکشان  باندازه سوادشان بود




23:32:18

2017-10-05

  • barsam mohamadee
۰۴
مهر

ماه برای مویه های من است


که این همه بی طاقت می تابد.


من دیری ست که دست دنیا را خوانده ام


اما هیچ ردپایی از تو اینجا نیست


نه راه ، نه کوچه، نه کوه، نه کلمات


پس منزل ات کجاست؟


من باز هم به همین بادیه باز خواهم گشت


ایوب را من از مراثی خود تحمل و ترانه آموخته ام


من فقط برای با تو بودن روزی ست، که نمرده ام هنوز.

" سید علی صالحی "

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد


همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد


خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید


خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد


چه زیباست که در اندیشه مان


دوست داشتن است …

یادش بخیر

یادش بخیر




23:42:24

2017-09-26

  • barsam mohamadee
۰۲
مهر

 

چشم هایم را می بندم

و دهانم را از رویا پر می کنم

به پشت خوابیده ام

و قلبم

سرم را تکان می دهد.

 

نگاه کن!

این شاخه (شکوفه های گیلاس) درست دیوانگی های مرا دارد.

 

به من عاشق نگو ......

از خانواده بلوط هایم؟

یا از نژاد اسب؟

نمی دانم

تنها این را می دانم

که اول دیوانه نبودم

 

  غلامرضا  بروسان

 


حرف که می زنی انگار

سوسنی در صدایت راه می رود

حرف بزن

می خواهم صدایت را بشنوم

تو باغبان صدایت بودی

و خنده ات دسته ی کبوتران سفیدی

که به یکباره پرواز می کنند

تورا دوست دارم چون صدای اذان در سپیده دم

چون راهی که به خواب منتهی می شود

تو را دوست دارم چون آخرین بسته سیگاری در تبعید تو نیستی

و هنوز مورچه ها شیار گندم را دوست دارند

و چراغ هواپیما در شب دیده می شود

عزیزم!

هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرد

از ریل خارج نمی شود

و من گوزنی که می خواست

با شاخ هایش قطاری را نگه دارد



مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

کمر کوه کم است از کمر مور این جا

ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست

بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست

 

23:16:26

2017-09-24

  • barsam mohamadee
۲۹
شهریور

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد


و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت


روزی که کمترین سرود


دوست داشتن است


و هر انسانی


برای هر انسان


برادری ست


روزی که دیگر درهای خانه را نمی بندند


قفل


افسانه ئی ست


و قلب


برای زندگی بس است


روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است


تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی


روزی که آهنگ هر حرف


زندگی ست


تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جست و جوی قافیه نبرم


روزی که هر لب ترانه ئی ست


تا کمترین سرود


دوست داشتن باشد


روزی که تو بیائی برای همیشه بیائی


و مهربانی با زیبائی یکسان شود


روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بریزیم


و من آن روز را انتظار می کشم


حتی روزی


که دیگر نباشم

(احمد شاملو)

افق روشن

افق روشن

21:47:08

2017-09-20

  • barsam mohamadee
۲۶
شهریور

 

دﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣــــﺮﻑ ﻧﯿـﺴــــﺖ!!!


ﺑﻪ ﻭﻗﺘــــﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ


ﺑﻪ ﺍﺭﺯﺷﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻗﺎﺋﻞ میشه


ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﻬﺖ ﺩﺍﺭه


ﺑﻪ ﺩﻟﮕﺮﻣﯿﻪ که بهت میده


"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ:

ﺟﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎ ﺗو پر کنه


ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗــــــــــﻮ؛


ﺟﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨـه...

خوب آخه عشق ...


همیشه به گفتن "عزیزم و دوست دارم" نیست.


به قربون صدقه های نصف شبی نیست.


به محبت هایی که تهش پوچه نیست.


به ارتباط های های چند دیقه ای نیست


به گذاشتن عکس کاور نیست.


به کادو های قیمتی مثل ...........نیست.

دوست داشتن یعنی...


حواست بهش باشه


هواشو داشته باشی


تو هر شرایطی کنارش باشی


تا با بودنت بهش جون بدی

( حتی اگه نفهمه...همین )

دوست داشتن واقعی

از ورزش نوشت :

بعد از پیروزی  مقتدرانه پرسپولیس

تیم ملی  والیبال  کشورمان در بازیهای بین قاره ای

2017

برای اولین بار روی سکوی  سوم جهان ایستاد .

و جالب توجه این بود که ایتالیا را که در سکوی دوم قرار

گرفته بود 3 بر 2  شکست داده بود

 



 

و میلاد عبادی پور دریافت کننده ارزشمند تیم ملی کشورمان

به عنوان بهترین دریافت کننده جام قهرمانان بزرگ مردان

جهان انتخاب شد.

21:53:31

2017-09-17

  • barsam mohamadee
۲۱
شهریور

ماهی ها به جز آب چه می دانند؟

 

 تمام زندگی شان آب است.

 

 وقتی ماهی از آب جدا شود،

 

 روی زمین بیفتد ،

 

تازه زمینی که آرامتر از دریاست،

 

شروع میکند به تکان خوردن.

 

ماهی دست و پا ندارد! وگرنه می شد نوشت

 

 که به نحو ناجوری دست و پا میزند.

 

 تنش را به زمین می کوبد،

 

گاهی به اندازه طول بدنش از زمین بالاتر می رود

 

 و دوباره به زمین میخورد.

 

ستون مهره هایش را خم و راست میکند.

 

 مثل فنر از جا میپرد.

با سر و دمش به زمین ضربه میزند.

 

 به هوا بلند میشود.

 

 با شکم روی زمین می افتد

 

 و دوباره همین کار را تکرار میکند.

 

 اگر حلال گوشت باشد و فلس داشته باشد،

 

در طی این بالا و پایین پریدن ها مقداری

 

از فلس هایش از پوست جدا میشود

 

و روی زمین می ماند،

 

البته بعضی از ماهیگیرها اشتباه میکنند

 

و روی شکم ماهی سنگ میگذارند تا بالا و پایین نپرد!

 

علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب،

 

 به دلایل طبیعی میمیرد.

 

اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد،

 

 تصدیق میکند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمیمیرد.

 

ماهی به خاطر اب خودش را میکشد!

 

ماهی ها به جز آب چه می دانند؟

 

 

 

 

 

  • barsam mohamadee
۱۰
شهریور
 

تورا در صفحه صفحه دفتر دلم ورق می زنم


تو را می خوانم و تو ساده و نازنین مرا نگاه می کنی


فقط صدای پر مهر تو گوشم را پر کرده و نوای دلفریب تو

آشیانه قلبم را لانه خود ساخته و نجوای دلربایت آن آورده

بر سرم تا دیگر نه صدایی از کسی بشنوم و نه روی

دیگری را ببینم.


ومن قطرات اشک را بر روی گونه های خود چه خنک

احساس می کنم.


و قطرات خون را در دل چه گرم


و می اندیشم که تو در این زمان به چه مشغولی

 و دلت در کجا سیر می کند و شتابت برای چیست ؟

 
هیچ شده نگاهی به دل نا آرام من کنی


هیچ شده صدایم کنی تا با صد جواب به سویت بدوم


ای کاش آشیانه روحم اسیر گردباد عشق تو ویران نبود

 تا تو را می بردم و هزار توی آن را به تو می نمایاندم


ای کاش نگاه معصومانه ات اینگونه صدایم را

 در گلو نمی شکست و نوای روح نوازت اینگونه

آرام از من نمی ربود


ای کاش لختی تامل می کردی آخر این زنگی مست

هم دلی دارد .


ای کاش بغض راه گلویت را نمی بست

 تا تو هم همراه من ترنم می کردی

 و صدای قناری خوش آواز قفس قلبت مرا مست

 و مدهوش می کرد.


ای کاش می توانستم از پس این دیوار بلند

دسته گلی از عشق برایت هدیه کنم


ای کاش می شد قطرات باران دیدگانم را

بر روی گونه هایت بکشم و دستانت رادر دست

 بگیرم تا گرمی آنها را

 

حس کنم و سرت را روی شونه هایم بگذاری تا صفای

تو دل مشوشم را کمی آرام تر کند

 

تورا در صفحه صفحه دفتر دلم ورق می زنم

 

 

 

23:13:40

2017-09-01

  • barsam mohamadee
۰۵
شهریور

چه زیباست که در اندیشه مان


دوست داشتن است


چه شادی بخش است


وقتی نگاهمان می خندد.


چه مست می شود این دنیا آنگاه که


دلت پر از امید به فردایی روشن است.


من می دانم


از همین صبح فردای زیبا


از این گنجشکانی که رقصان آواز می خوانند


از این صدای گذر آب در نهر کوچک زندگی  " می دانم"


آری، امروز روز خوبیست


بی شک معجزهای در راه است!

دوست داشتن

 

 

مهم نیست اکنون زندگی ام چگونه میگذرد ،

 

عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از

 

ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !

 

خاطرات من / پابلو نرودا

 

دوست داشتن

 

 

مرا با حقیقت بیازار. اما هرگز با دروغ ، آرامم نکن !

جان شیفته _ رومن رولان

 

دوست داشتن

 

 

آدم‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند.

 

وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی،

 

هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن،

 

هیچوقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره؟

 

چه بازی‌هایی رو دوست داره؟

 

پروانه جمع می‌کنه یا نه؟


می‌پرسن چندسالشه؟

 

چندتا برادر داره؟

 

وزنش چقدره؟

 

پدرش چقدر حقوق می‌گیره؟


و تازه بعد از این سوالاس که خیال می‌کنن طرف رو

شناختن!

اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم

 

از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و

 

بومش پر از کبوتر بود،

 

محاله بتونن مجسمش کنن.

 

باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون‌تومنی دیدم

 

تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!

نباید ازشون دلخور شد.

 

بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.

 

 

شازده کوچولو / آنتوان دو سنت اگزوپری

 

 

 

 

21:27:52

2017-08-27

  • barsam mohamadee
۲۴
مرداد

دفتری بود که گاهی من و تو


می نوشتیم در آن


از غم و شادی و رویاهامان


از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم


من نوشتم از تو:


که اگر با تو قرارم باشد


تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد


که اگر دل به دلم بسپاری


و اگر همسفر من گردی


من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال


تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!


تو نوشتی از من:


من که تنها بودم با تو شاعر گشتم


با تو گریه کردم


با تو خندیدم و رفتم تا عشق


نازنیم ای یار


من نوشتم هر بار


با تو خوشبخترین انسانم


ولی افسوس


مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است

و نه من!!!

گفتنی ها


می خواهم بدون اسارت دوستت بدارم،

با آزادی کنارت باشم،

بدون اصرار تو را بخواهم،

با احساس گناه ترکت نکنم،

با سرزنش از تو انتقاد نکنم

و با تحقیر به تو کمک نکنم،

و اگر تو نیز با من چنین باشی،

یکدیگر را غنی خواهیم


مرداد 91 با آهنگ ماندگار

سریال

از سرزمین های شمالی

 


23:17:12

2017-08-15


  • barsam mohamadee
۱۲
مرداد

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را

هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل ، آری

در من قفسی هست که می خواهدم آزاد

ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را

کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد

آرام چه می جویی از این زاده ی اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم

یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار که دندان زده ی غم شود ای دوست

این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد

 محمدعلی بهمنی

 

تنها چیزی که شخصیت هر انسان را عوض میکند

سختی های زندگیست ...

سعی کن در سختی ها انسان بمانی

 


 

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است


آن را در آسمان نیز نخواهد یافت


خانۀ خدا نزدیک ماست


و تنها اثاث آن، عشق است

امیلی دیکنسون

آرامشی باشد از جنس خدا 

آخر نوشت

روزهای رفته زندگی را ورق میزنم


چه خاطراتی که زنده نمیشوند


چه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشود


چه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشت


چه فکرها که ارامم کرد


چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود


چه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بست


چه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شد


چه آدمها که دلم را گرم کردند وچه آدمها که دلم را

شکستند


چه چیزها که فکرش را هم نمیکردم وشد


چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه

نمیشناختمشان


وچه........


وسهم من از این همه , یادش بخیر میشود


کاش ارمغان روزهایی که گذشت 


آرامشی باشد از جنس خدا


آرامشی که هیچگاه تمام نشود.....

یادت باشد آرامشی باشد از جنس خدا


22:46:08

2017-08-03

  • barsam mohamadee
۰۲
مرداد

هزار بار گولش میزنی

کارِ ساده ای ست...

آدمِ عاشق

به هر سازی می رقصد

هر قصه ای را باور می کند

هر خطایی را می بخشد

آدمِ عاشق

استادِ صبر و سکوت می شود...

تو خیال می کنی زرنگی !

اما نمی دانی

آدمِ عاشق

می داند و می ماند...

تو خیالت راحت است

اما نمی بینی

عشق را که هر روز رنگ پریده تر می شود...

صبر را که هر روز کمتر می شود...

تو سرت شلوغ است

و نمی فهمی

کسی آرام از کنارِ بی تفاوتی ات رد می شود،

می ایستد،

خم می شود، رویِ ماهت را می بوسد و... میرود...

با خودت می گویی : چه نسیم خوشی !

چشم هایت را می بندی تا باز هم بوزد

اما نمی دانی

آدمِ عاشق

فقط یکبار می رود

و برای همیشه می رود


((پریسا زابلی پور))

آدم عاشق

شاد باش که زشادی تو من هم شادم


تا تو شادی ز غم هر دو جهان آزادم


لذت زندگی من همه خرسندی توست


به وفایت که وفایت نرود از یادم


آهنگی از هلن فیشر

 

Doch Ich Bereu' Dich Nicht

 



22:32:42

2017-07-24

  • barsam mohamadee
۲۹
تیر

 

باز باران ، با تمام بی کسی های شبانه می خورد

بر مرد تنها


می چکد بر فرش خانه


باز می آید صدای چک چک غم…


باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده


نمی دانم …


نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست ؟


نمی فهمم ،چرا مردم نمی فهمند


که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت

می لرزید


کجای ذلتش زیباست؟


نمی فهمم…


کجای اشک یک بابا که به زور چکمه های باران به

روی همسر و پروانه های مرده اش آرام می گرید


عاشقانه است؟

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام

 

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

 

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

 

دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم

آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

 

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

 

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود...

از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام...

 

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید...

 

 

محمد علی بهمنی

 

 

 

تو نیستی که ببینی

 

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهائی من بزرگ است

 

22:52:00

2017-07-20

  • barsam mohamadee
۱۷
تیر


مهربانم همیشه دوست داشتن یک احساس نیست .


 مهربانم فکر می کردم دوست داشتن یک نگاه یک لبخند

 بی معناست .

اما حالا می فهمم یک دوستت دارم

ساده را اگر پاسخ دهی یک طوفان عظیم در انتظار توست

که اگر در این طوفان دوام نیاوری حتما نابود خواهی شد


 مهربانم حالا می فهمم دوستت دارم دریچه ی تمام

سختی هاست این بار این جملات را با تمام اعتماد به

نفسم می گویم


مهربانم سر در گم شده ام...

 راستی چرا هیچ عشقی بدون سختی نیست ؟


چرا آدمها با نفرت هایشان به خوشبختی دیگران حسادت می کنند

و گاهی باعث نابودی خوشبختیش می شوند ؟


چه دنیای در همی است دنیای ما اصلا نمی فهمم چرا

وقتی می خواهیم از یک دوره وارد دوران جدیدش بشویم تا

پای نابودی می کشاندمان ؟


مهربانم خدا را شکر روزگارم خوب است اما نظاره گر

اشکهایی هستم که شاید حق صاحبشان نیست


مهربانم دلم می خواهد برای صاحب آن اشک ها کاری

 

می توانستم بکنم اما جز مبهوتی هیچی نسیبم نیست


گاهی در حقشان دعا می کنم تا خدا طاقتشان بدهد تا از

این مسیر پر تلاطم زندگی عبور کنند


 مهربانم نکند دوستت دارم های ما هم چنین

طوفانی را در بر داشته باشد ؟


 خدایا من و مهربانم طوفان را بارها تجربه کردیم پس به

احساسمان بفهمان از هیچ طوفانی نمی هراسیم


مهربانم نمی دانم آنها چرا از این همه سختی رها نمی

شوند با پایان یکی سختی دیگری آغاز می شود


بیا برای عاشق های روزگارمان دعا کنیم


خدایا از عشق پاک عشاق روزگارمان محافظت کن

و هرگز نگذار طوفان های روزگار مانع خوشی هایشان

شود
مهربانم امیدوارم خدا هوای هر عشق پاک و ماندگاری را

داشته باشد چون عشق نعمت پر ارزشی است که خداوند

نسیب هر کسی نمی کند


ای کاش خود عشاق هم لیاقت نگهداشتنش را داشته

باشند اگر خدا بخواهد ..

مهربانم





  • barsam mohamadee
۱۲
تیر

 

غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمدی    

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت برای تماشا خوش آمدی

راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
ای من، به آخرین شب دنیا خوش آمدی

پایان ماجرای من و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

 

فاضل نظری

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم


حال همه خوب است، من اما نگرانم

چرا دشمنی میکنی با خودت

چه جمله  قشنگیه این "مواظب خودت باش"

 

با این همه معنی .:


ﮔﺎﻫﯽ ... ﻭﻗﺖ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ... ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﯾﺎ

 

ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻣﯿﮕﯿﻢ : « ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ! »


ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﮑﺮﻡ ﭘﯿﺶ ﺗﻮﺋﻪ !


ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﻣُﻬﻤﯽ !


ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺘﻢ !

 

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ


ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !


ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ !


ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻣﺖ !


ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﯾﻌﻨﯽ ...

ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ...

در من کوچه ای است
که با تو در آن نگشته ام
سفری است
که با تو هنوز نرفته ام
روزها و شب هایی است
که با تو به سر نکرده ام
و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام

افشین یداللهی

 

 

 

پایان نامه

معاد در دیوان صائب تبریزی

انسان همواره در اندیشه‌ی این بوده که از کجا آمده و

به کجا خواهد رفت.

مرگ انسان پایان زندگی او نیست

و پس از مرگ دنیای دیگری نیز باید باشد تا نیکوکاران،

پاداش نیکوکاری و بدک کاران کیفر بدکاری خود را ببینند که از آن به معاد تعبیر می‌شود.

هدف اصلی  در پژوهش حاضر،

بررسی معاد در دیوان صائب تبریزی بر اساس 6 جلد دیوان

این شاعر بزرگوار به تصحیح محمّد قهرمان است .

که با روش کتابخانه‌ای و تحلیل محتوا گرد آمده است.

خواننده با خواندن این پایان‌نامه می‌تواند با اعتقادات صائب درباره‌ی معاد آشنا گردد.

صائب از شاعرانی است که معاد و جلوه‌های آن چون بهشت، جهنّم، مکافات، شفاعت و ...

در اشعارش منعکس شده است.

وی معتقد به معاد روحانی و جسمانی است

و به دیدار و رویت خداوند در قیامت، اعتقاد دارد.

دیدگاه وی درباره‌ی معاد، با قرآن، عرفان و اخلاق آمیخته است.

در این پایان‌نامه سعی شده تا با مطالعه‌ی کتاب‌هایی در حوزه‌ی معاد، بازتاب مباحث مربوط به معاد، در اشعار صائب مورد بررسی قرار گیرد و پژوهش حاضر،

حاصل این مطالعات است.

01:05:17

2017-07-03

 

  • barsam mohamadee
۰۹
تیر

یادش بخیر

برف زیاد

تعطیلی مدارس

برف بازی

خنده و شادی

آدم برفی

عشق و کیف

تجدید خاطره خیلی شیرینه ......

در این هوای گرم طاقت فرسا  بدون تو و با یاد تو

یاد روز های برفی  با ادمک برفی  وقتی

دانه دانه برف

سفید و سبک

چه لطافتی دارد

وقتی در دستان ما شکل می گیرد

 

باز هم برف...

بازهم تو...

باز هم آدم برفی....

برف می آید

به شوق با هم بودن ما

در گوش برف می خوانم از عشق تو

و زمستان بهار می شود

 

من سردم می شود

و محتاج آغوش گرم تو

چه عاشقانه پذیرای منی

و چه شاعرانه نوازشم می کنی

 

اینقدر این روزهای برفی را دوست دارم

اینقدر از بودن با تو و برف لذت می برم

اینقدر عاشقانه های برفی با تو دارم

که آرزو می کنم کاش تابستان ها هم

برف می بارید

 

تو که باشی

هوا عالیست

فرقی نمی کند برف باشد یا باران

آفتاب باشد یا ابر

هوای زندگی

با تو همیشه خوب است




23:48:22

2017-06-30

  • barsam mohamadee
۰۸
خرداد

نمی دانم از چه بگویم و از کجا ؟ 

از تو نوشتن و برای تو نوشتن سخت است . 

بگذار مثل خودت حرف بزنم ، از زبان تو ...

خودت گفتی همه چیز به انار و دانه هایش مربوط میشود ؛ 

انار خشکید ، ترک خورد ، نیست شد ؛ 

ولی ما همچنان به دو خط موازی می مانیم که

هیچگاه به هم نمی رسند ...

ساعت دیوار خسته شد از بس ثانیه ها را شمرد :

یک ، نبودی 

دو ، نیستی 

سه ، نخواهی بود ...

من کنار کشیده ام ... 

تو باش و زندگی ات ، من هستم و تنهاییم ....

همیشه از خدا سلامتی تو را خواسته ام ،

واینبار اما خوشبختی ات راهم خواستارم !...

فکر میکردم تو مخاطب خاص تمام دوستی هایم هستی

اما انگار اشتباه بود .... 

" گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم 

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست 

آسمانی تو در آن گستره خورشیدی کن 

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست..." 

یک خدا حافظی ساده

پی نوشت:

 

می خواهی قضاوتم کنی !؟

 

کفش هایم را بپوش.!

 

راهم را قدم بزن .! 

 

دردهایم را بکش .! 

 

سالهایم را بگذران.!

 

بعد قضاوت کن .!

 

 یک خدا حافظی ساده

 

کلمات و جملاتم توانایی توصیف دوست داشتن را ندارند :

 

دوست داشتن نور است که هیچگاه خاموش نی شود ،

 

خورشید است که توانایی جوشش دارد ،

 

باران است که احساس زیبایی می آفریند ،

 

یک خدا حافظی ساده 

 

در زندگی نه "گل" باش که اسیر خاک شوی ....

 

و نه "باران" باش که به خاک افتی ...

 

"خاک" باش ...

 

که گل از تو بروید و باران به خاطر تو ببارد .

 

 یک خدا حافظی ساده

می گویند رسم زندگی چنین است

 

می آیند....

 

می مانند.....

 

عادت می دهند.....

 

و می روند....

 

و تو خود می مانی ....

 

و تنهاییت .....

 

رسم ما نیز چنین شد ...

 

آمدیم...

 

ماندیم ....

 

عادت کردیم

 

و حال که وقت رفتن است.....

 

می فهمیم که چه تنهاییم....

 

و رفتنی شدیم...

 

برگشته ایم تا چند سطر ترانه ی دلتنگی سر دهیم...

 

یک خدا حافظی ساده 

 

سفارش نامه

 

گاهی گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست باید بنیشینی و نظاره کنی

 

اما "مرکــــــــــــــــز" را که درست انتخاب کرده باشی "دلت قرص باشد"

دیگر هر چه می خواهد بچرخد!!!

 

نطق اطاعت دستور

 

چشم...........

 

میروم تا هیچ آدمکی بهر شکلی

 

نباشد

 

موفق باشی ومواظب خودت باش



21:22:46

2017-05-29

  • barsam mohamadee
۰۴
خرداد

آدم هائی هستند که بودنشان ...

حتی مجازی به آدم آرامش میدهند .

دوستی شان برایت حقیقی میشود .

و یک دفعه میشوند یک قسمتی از زندگیتان.

آدم هائی هستند که با تمام مجازی بودنشان .

سهم بزرگی از حقیقت دوستی های تو دارند .

کسانی که با اینکه چیزی از زندگی تو نمیدانند.

اما با جان و دل به دردت گوش میدهند.

پس قدرشان را بدانیم ...

قدر تان را میدانم ..

و به پاس همراهیتان سر تعظیم فرود میاورم .

واژه ها چون قطره باران .

وقتی از آسمان دلمان سرازیر میشوند .

غبار جانمان  را میشویند .

و روحمان  را صیقل میدهند .

اینجا مینویسم تا همیشه با رانی بمانم .

 

 


 

 

 

 

باش همین قدر دور همین قدر دست نیافتنی .           

 

مثل من .

 

 

 

 

 

 

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !

 

من را به من نبودن محکوم نکن !

 

من همانم که درگیر عشقش بودی !

 

یادت نمی آید ؟!

 

من همانم !دست نیافتی    دست نیافنی

21:42:41

2017-05-26

  • barsam mohamadee
۱۸
ارديبهشت

 

‌ﺣﺒﺎﺑﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ


”ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ”


نقش ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺭ “ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ”


ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ


ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﺳﺖ…

حبابها قربانی هوای درون خویشند




21:28:20

2017-05-08

  • barsam mohamadee
۱۱
ارديبهشت

دوستی می گفت هر وقت راه بیفتی بلاخره می رسی.

 

مهم اینه که راه بیفتی.

من خیلی وقته که راه افتادم

رو دوشم سنگینی مسئولیت هام است

و نگاهایی که به من خیره شدن.

در دلم ایمان دارم

و نور امید مسیرم رو روشن کرده است.

متاسفم از اینکه  چقدر باورت داشتم  و دارم.

اما کار به جائی رسید که باید میرفتم

نزدیم 5 سال درد دل کردم.  درد دل کردی  دعوا کردم

دعوا کردی  جیک و پیک  درد دلهایت  مسئولیتیست  که

حفظشان کردم.  هیچگاه وجدانم بهم اجازه نداد با کسی  حرفی بزنم

یادته ؟

شاید این را خودت بهتر میدانی  و برای اعصاب خورد کردن من  مطلب میزاری

کمی فکر کن  اگر حسادت  یا کج باوری  یا خیال پردازی 

این اجازه را بهت  بده

حرفم را میفهمی  .

تو همیشه خودت را باهوش  فهمیده   ادم شناس  میدانستی

چه شد؟    چرا 5 سال طول کشید  تازه  موقعی که دیگه

 جای موندن نبود



چون اذیت میشدی      یادته ؟      یادته؟     یادته ؟

واقعا هم متاسفم واسه ی اونی که براحتی دیگران

 رو قضاوت میکنه ...


خدایا خودت به داد آدمات برس

22:44:44

2017-05-01

  • barsam mohamadee
۰۱
ارديبهشت

 

 

 

همیشه به دنبال فرقی بین دوست داشتن و عشق می گشتم تا این

 

دو را از هم تمیز دهم و ثابت کنم فرقی بین 

 

 " کسی که با آن حرارت خاص میگوید : عاشقتم !!!  

 

با کسی که با آرامش و لطافت و ملایمتی مثال زدنی می گوید :

 

دوستت دارم  " است ؟؟؟؟!

دوستت دارم  " است ؟؟؟؟!

 

خودم هیشه فکر می کنم که آتش تندی در عشق هست

 

 که بر روح آدمی زبانه می کشد و

 

 احساساتش را می سوزاند

 

 و درمدت کوتاهی نیز آن آتش شعله ور خاموش و رنگ خاکستر می گیرد

 

و خاکستر ش هم باد به نا کجا آبادی می برد

 

که خدا به داد برسد اگر این نا کجا آباد

 

 ویرانه ی نفرت باشد !!!!

 

http://uupload.ir/files/lnsm_005.jpg

 

 

مرز بین عشق و نفرت اندک فاصله ایست که طی کردنش

 

با یک اتفاق ساده میسر میشود !!!

 

و این اتفاق هر چه می تواند باشد ...

 

فقط بر خلاف میل عاشق باشد کافیست ... !

 

و زمانی که خاکستر عشق به آتش نفرت مبدل می شود

 

 که باز هم  شعله هایش وجود انسان را می سوزاند .

 

خواب را از چشمانش می گیرد .

 

بیقرارش می کند.

بیقرارش می کند

 

 خود را شکست خورده می بیند و آینده را تاریک !

 

و تنها ضماد این روح سر خورده را تنها انتقام می داند و بس !!!

 

و این است که هر روز در صفحه ی حوادث می خوانیم :

 

پسری عشقش را کشت و یا بالعکس زنی همسرش را ... !یا حتی

 

خودش را ... !

 

و زمانی که شخص عاشق پیشه عشقش

 

را از دست رفته می بیند

 

 و آتش نفرت را شعله ور دست به کارهایی

 

 غیر عقلانی و جنونی می زند که عاقبتی جز ندامت ندارد

 

 اما هر چه با خود حساب می کند مر همی بهتر

 

از آن پیدا نمی کند

 

مر همی بهتر  از آن پیدا نمی کند

 

و این می شود که به خاطر یک  احساس

 

 از پای بست ویران خون انسانی

 

 به زمین ریخته می شود !!!!!!!!!

  • barsam mohamadee
۳۱
فروردين

من باور دارم ...

 که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنی این نیست که

 

آن‌ها همدیگر را دوست ندارند .  

 و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنی این نیست که

 

آن‌ها همدیگر را دوست دارند .

من باور دارم... 

 من باور دارم ...

 که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمی باشد ،هر از گاهی

 

باعث ناراحتی ما خواهد شد و ما   باید بدین خاطر او را

ببخشیم.



من باور دارم ...

 

 که دوستی واقعی به رشد خود ادامه خواهد داد حتی در

 

دورترین فاصله‌ها. عشق واقعی نیز همین طور است.

من باور دارم...

  • barsam mohamadee
۲۷
فروردين



باز کن پنجرهها را که نسیم


روز میلاد اقاقی ها را


جشن میگیرد


و بهار


روی هر شاخه کنار هر برگ


شمع روشن کرده است

تولدت مبارک

20:38:17

2017-04-16

  • barsam mohamadee
۲۶
فروردين

می روم....

بغض خواهی‌ کرد


اشک‌ها خواهی‌ ریخت


غصه‌ها خواهی‌ خورد


نفرینم خواهی‌ کرد


دوست‌ترم خواهی‌ داشت


یک شب فراموشم می کنی‌


فردایش به یادت خواهم آمد


عاشق‌تر خواهی‌ شد


امید خواهی‌ داشت


چشم به راه خواهی‌ بود


و یک روز


یک روز خیلی‌ بد


رفتنم را، برای همیشه، باور خواهی‌ کرد


ناامید خواهی شد


و من برایت چیزی خواهم شد


مثل یک خاطر ه ی دور


تلخ و شیرین ولی‌ دور ... خیلی‌ دور

صحبت از عاشق بودن نیست




و من در تمام این مدت


غصه‌ها خواهم خورد


اشک‌ها خواهم ریخت


خودم را نفرین خواهم کرد


تمام لحظه‌ها به یادت خواهم بودو امید خواهم داشت به پایداری عشق


و رفتن را چیزی جز عاشق ماندن نخواهم دانست

صحبت از عاشق ماندن است.


نخواهی فهمید 


درکم نخواهی کرد


صحبت از عاشق بودن نیست... صحبت از عاشق ماندن است.

 

(گاهی برای اثبات عشق باید رفت ... خودم از رفته گانم ...)

  • barsam mohamadee
۲۱
فروردين

        بسم الله الرحمن الرحیم

    میلاد با سعادت مولود کعبه و نخستین

امام شیعیان حضرت علی ابن ابی طالب (ع) و

          "روز پدر"  مبارک باد

روز پدر مبارک

 

 

 پدرتکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .

اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند

و با وجود همه مشکلات ،

به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .

که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را

از میان موج های سهمگین روزگار ،

به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛

” پدرت “را می پرستیدی . . .

 

روز پدر مبارک

 

 

تاریخ دقیق روز پدر امسال سه شنبه 22 فروردین 1396 خورشیدی

 

برابر 11 آوریل 2017 میلادی و مصادف با 13 رجب 1438 هجری

 

 قمری می باشد

 

 

 

  • روز پدر در سایر کشورهای جهان

 

روز پدر در آلمان

 

روز پدر در آلمان نسبت به دیگر کشورهای جهان متفاوت است.

روز عروج مسیح به آسمان به عنوان روز پدر در نظر گرفته شده‌است

 روز سه شنبه، چهل روز پس از عید پاک.

این روز، یک تعطیلی رسمی است و در برخی مناطق آلمان

به آن روز مرد یا روز آقایان نیز می‌گویند. 

 

روز پدر در آمریکا

 

در آمریکا روز پدر در سومین یکشنبه ماه ژوئن جشن گرفته می‌شود.

این روز اولین بار در ۱۹ ژوئن ۱۹۱۰ در اسپوکین گرامی داشته شد.


 روز پدر به شکل امروزی آن از سوی سونورا اسمارت داد زاده آرکانزاس ایجاد شد.

پدر او ویلیام جکسون اسمارت،

یکی از کهنه سربازان دوران جنگ داخلی آمریکا بود،

 او به تنها شش فرزندش را در اسپوکین بزرگ کرده بود.

دختر او سونورا،

بسیار تحت تاثیر تلاش‌های آنا جارویز برای جا انداختن

 روز مادر قرار گرفته بود،

برای همین او روز ۵ ژوئن زادروز پدرش را به عنوان روز پدر

معرفی کرد اما آمادگی لازم برای برگزاری

 مراسم بزرگداشت را نداشت درنتیجه مراسم به

سومین یکشنبه ژوئن منتقل شد.

 

خیلی زود ویلیام جنینگ برایان به صورت غیر رسمی

از این مراسم حمایت کرد. در ۱۹۱۶ خانواده و

ودرو ویلسون رئیس جمهور وقت

نیز برای او مراسم بزرگداشت روز پدر را برگزار کردند.

در ۱۹۲۴ کالوین کولیج رئیس جمهور آن دوران پیشنهاد کرد که روز پدر

به عنوان یک روز ملی شناخته شود. 

 

روز پدر در اسپانیا

 

روز پدر در روز جشن یوسف مقدس،

در ۱۹ مارس گرامی داشته می‌شود.

در این روز مقدس،

بانک‌ها و بسیاری از مغازه‌ها تعطیل اند. 

 

روز پدر در استرالیا

 

مردم در استرالیا،

در اولین یکشنبه سپتامبر روز پدر را گرامی می‌دارند،

این روز تعطیلی عمومی نیست.

هر ساله در ۳۲ شهرستان ایالت ویکتوریا برای

بزرگداشت پدرها و نشان دادن اهمیت نقشی که

آن‌ها در تربیت فرزندان دارند،

جشنی برگزار می‌شود و به پدران برگزیده «جایزه پدر

سال» داده می‌شود. 

 

روز پدر در ایتالیا

 

در ایتالیا، مطابق سنت‌های کاتولیک روم،

 روز پدر در ۱۹ مارس، روز یوسف مقدس گرامی

داشته می‌شود. این روز یک تعطیلی عمومی نیست. 

 

روز پدر در پاکستان

 

در پاکستان روزی به نام روز پدر وجود ندارد.

تنها آن‌هایی که از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته‌اند

به پیروی از آن‌ها سومین یکشنبه ژوئن را به عنوان

 روز پدر گرامی می‌دارند. 

 

روز پدر در ژاپن

 

در ژاپن در سومین یکشنبه ژوئن روز پدر گرامی

داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست. 

 

روز پدر در کانادا

 

روز پدر در کانادا در سومین یکشنبه ماه ژوئن گرامی داشته می‌شود،

این روز یک تعطیلی عمومی نیست.

معمولا افراد در این روز،

روز خود را با پدر خانواده سپری می‌کنند،

 جشن کوچکی می‌گیرند و هدیه می‌دهند. 

 

روز پدر در کره

 

در کره، روز پدر و مادر در ۸ مه هر سال گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل رسمی نیست. 

 

روز پدر در مالزی

در مالزی در سومین یکشنبه ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود.

این روز تعطیل عمومی نیست

  • barsam mohamadee
۱۸
فروردين

 

ورزش های گوناگون علاوه بر آن که از بروز

 

بسیاری از بیماری ها جلوگیری می کند

 

و نقش پیش گیری را به عهده دارد،

 

 همواره در درمان بسیاری از بیماری ها

 

 موثر واقع می شود و یک نقش درمانی را

 

از نظر علم پزشکی برعهده می گیرد.

 

 

 

 

  • barsam mohamadee
۱۴
فروردين

 روز جهانی کتاب کودک 

 

روز جهانی کتاب کودک 2 آپریل (برابر 14 فروردین)

به افتخار زادروز هانس کریستین اندرسن،

 

نویسنده داستان‌های کودکان نامگذاری شده‌است.

 

دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان

 

(IBBY) مراسم باشکوهی به مناسبت برای

بزرگداشت مقام کتاب کودک و ادبیات کودک و نوجوان

در کشورهای جهان جشن گرفته می‌شود و مدیریت

آن را این دفتر که از سال ۱۹۵۳ میلادی در سوئیس 

آغاز به کار کرده‌است برعهده دارد..

مراسم این روز هر سال در یکی از کشور جهان که

عضویت دارد برگزار می‌شود و این کشور. بوستر

و پیام روز جهانی کتاب را تهیه می‌کند.

روز جهانی کتاب کودک از سال 

1349

در ایران به رسمیت شناخته شده‌است و وزارت

 آموزش و پرورش در سال 1350 روز 14 فروردین

 

هر سال را روز جهانی کتاب کودک در ایران اعلام کرد.

 



 

مراسم بزرگداشت این روز هر سال در یکی از

کشورهای عضو برگزار می‌شود و ایران نیز در سال

1371(1992) برگزارکننده این مراسم بود.

  • barsam mohamadee
۱۲
فروردين
سربلند و سبز باش ای جنگل ، ای انسان

زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست

گر بیفروزیش

رقص شعله اش

در هر کران پیداست

ور نه خاموش است

و خاموشی گناه ماست

زندگی را شعله باید برفروزنده

شعله ها را هیمه سوزنده

جنگلی هستی تو ای انسان

جنگل، ای روئیده ی آزاده

بی دریغ افکنده روی کوه ها دامان

آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید

چشمه ها در سایبان های تو جوشنده

آفتاب و باد و باران بر سرت افشان

جان تو خدمتگر آتش

سربلند و سبز باش

ای جنگل

انسان

  

  قطعه ای از شعر "آرش کمانگیر"

 

تقدیم به دوستان خوبم



 

نمی دانم آرزویت چیست!

 

اما برای رسیدن به آرزویت دستانم به آسمان جاری و سبزه دلم را به نیت تو و آرزوهایت، هر چه که هست، گره می زنم.

 

(سیزده بدر، روز آرزوهایت باد)

 

سیزده بدر خوش بگذره

شوخی نوشت

دقت کردین اندوهی که عصر سیزده بدر داره ،
دیدن دمپایی خیس شده ای که به صورت نامرتب افتادن کف

دستشویی نداره؟

 

 

 

سلام خوبی ؟ یه چیزی میخواستم بگم !

پارسال اون همه سبزه گره زدی هیچی نشد !

بیا امسال درخت گره بزن شاید فرجی شد !

صحبت از قانون

اصل پنجاهم قانون اساسی :

((درجمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه عمومی تلقی میشود .

از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست ویا

تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا نماید، ممنوع میباشد)).

آخر نوشت

زندگی سالم و پایدار در گرو رفتار منطقی ما با قوانین طبیعت است .


 

درخت یعنی اکسیژن ، یعنی آب ، یعنی رودخانه ، یعنی غذا ، یعنی زندگی .

احترام به طبیعت احترام به زندگیست و احترام به زندگی احترام به خالق است .

 

  • barsam mohamadee
۰۶
فروردين



جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی نداره، نبودنت رو انتخاب

کن. اینگونه به بودنت احترام گذاشتی...

محبوب همه باش، معشوق یکی


مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکی...

با هر رفتنی اشڪ نریز و با هر آمدنی لبخند نزن


شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود،


آنقدر محکم و مقتدر باش که با این محبت ها و بی مهری ها

زمین گیر نشوی...

لازم است گاهی در زندگی، بعضی آدمها را گم کنی تا خودتو

پیدا کنی ...

بعضی از آدمارو باید دوست داشت،


اما بعضی از آدمارو فقط باید داشت..

 

 

 

23:36:18

2017-03-28

 

  • barsam mohamadee
۲۵
اسفند

Michael Bolton

 

Michael Bolton ist Amerikaner!

 

I could hardly believe it
When I heard the news today
I had to come and get it straight from you
They said you were leavin'


Someone's swept your heart away
From the look upon your face,
I see it's true
So tell me all about it
Tell me about the plans you're makin'
Then tell me one thing more before I go

Tell me how am supposed to live without you
Now that I've been lovin' you so long
How am I supposed to live without you
How am I supposed to carry on
When all that I've been livin 'for is gone

I didn't come here for cryin'
Didn't come here to breakdown
It's just



Ich konnte es kaum glauben, als ich heute die Nachrichten

hörte


Ich musste kommen und es direkt von dir erfahren


Sie sagten, du würdest gehen. Jemand hat dein Herz

weggefegt
Der Blick auf deinem Gesicht zeigt mir, dass es war ist



So erzähl mir alles darüber, erzähl mir über die Pläne, die du machst
Oh, dann sag mir noch etwas bevor ich gehe

Sag mir wie soll ich ohne dich leben
Jetzt wo ich dich bereits so lange liebe


Wie soll ich ich ohne dich leben


Und wie soll ich weiter machen


wenn alles wofür ich gelebt habe weg ist

Ich bin zu stolz, um zu weinen, ich bin nicht hergekommen

um zusammen zu brechen
Es ist nur so, dass ein Traum von mir zu einem Ende

gekommen ist


Und wie kann ich dir die Schuld geben, wenn ich meine

Welt um dich herum aufgebaut habe


Die Hoffnung dass wir eines Tages viel mehr als nur

Freunde sein werden


Ich will den Preis nicht wissen, den ich fürs Träumen

bezahlen werde, oh
Sogar jetzt, ist es mehr, als ich ertragen kann

Sag mir wie soll ich ohne dich leben


Jetzt wo ich dich bereits so lange liebe


Wie soll ich ohne dich leben


Und wie soll ich weiter machen


wenn alles wofür ich gelebt habe weg ist

Nein, ich will den Preis nicht wissen, den ich fürs Träumen zahlen werde
Oh, jetzt wo dein Traum war geworden ist

Sag mir wie soll ich ohne dich leben


Jetzt wo ich dich bereits so lange liebe


Wie soll ich ohne dich leben


Und wie soll ich weiter machen


 

wenn alles wofür ich gelebt habe weg ist

 


2017-03-15

22:34:28

  • barsam mohamadee
۲۳
اسفند

گل پونه ها

 

گل پونه ها

 

 

  • barsam mohamadee
۲۲
بهمن



دیگه دیره واسه موندن ،

دارم از پیش تو میرم
جدایی سهم
دستامه ،

 که دستاتو نمیگیرم


تو این بارون تنهایی ،

دارم میرم خداحافظ


شده این
قصه تقدیرم ،

 چه دلگیرم خداحافظ


دیگه دیره واسه موندن ،

 دارم از پیش تو
میرم
جدایی سهم دستامه ،

که دستاتو نمیگیرم


تو این بارون تنهایی ،

دارم میرم


خداحافظ


شده این قصه تقدیرم ،

 چه دلگیرم

خداحافظ


دیگه دیره دارم میرم ،

 چه قدر
این لحظه هاسخته


جدایی از تو کابوسه ،

 

 شبیه مرگ بی وقته


دارم تو ساحل


چشمات ،

 دیگه آهسته گم میشم


برام جایی تو دنیا نیست ،

تو اوج قصه گم میشم


دیگه دیره دارم میرم ،

 برام جایی تو دنیا نیست


به غیر از اشک تنهایی ،

 تو چشمم چیزی پیدا نیست


باید باور کنم بی تو ،

 شبیه مرگ تقدیرم


سکوت من پر از بغض ،

دیگه دیره دارم میرم


خداحافظ….

خدا حافظ

Liebe Skylark

 

wünsche dir Gesundheit, Freude, Erfolg und das Glück

Dein kleiner Bruder .......Barsam

22:49:15

2017-02-09

  • barsam mohamadee
۲۹
دی

من سردم است

من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد

ای یار ای یگانه ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود ؟

 نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد

و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند

چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری ؟

من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم

من سردم است و میدانم

که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی

جز چند قطره خون

چیزی به جا نخواهد ماند

خطوط را رها خواهم کرد

و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد

و از میان شکلهای هندسی محدود

به پهنه های حسی وسعت

پناه خواهم برد

من عریانم عریانم عریانم

مثل سکوتهای میان کلام های محبت عریانم

 

 

پ ن 1 :

ای یار نازنین !

 

ما باد را هرگز نکاشتیم که طوفان دِرو کنیم !

 

ما بذر کاشتیم ...

 

همت گماشتیم ...

 

که تا روید از زمین

 

امّا شبی که جشن دِرو گرم گشته بود

 

در آن بزمِ دلنشین

 

ناگه حرامیان ...

 

چه بگویم دگر ...

 

همین ... !

 

- حمید مصدق -

پ ن:2

 

هر وقت مشکلی داشتی

 

زنگ بزن !

 

هر وقت مشکلی داشتی که کوه

 

از تکلم آن عاجز بود

 

بی خبرم نگذار !

 

من بعد از مرگ

 

باز هم همین حوالی تو

 

پرسه می زنم ...

 

- سیدعلی صالحی -

 

01:58:25

2017-01-18



 

  • barsam mohamadee
۰۳
دی

با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به

دریانگاه کن.

پایت بر آب‌های دریا و بال‌هایت گسترده در

افق زیبا

و باز هم

جسورانه به دریا نگاه کن.

دریا باش

حالا دیگر باید خودت را جزئی از دریا بدانی،

آری اگر خوبِ خوب در خود غوطه‌ور شوی.

می‌بینی حالا خود تو هم دریایی،

دریایی زیباتر از این دریایی که تا به حال نظاره گرش بودی.

 

تو دیگر دریا شده‌ای؛

آبی‌تر، آرام‌تر، تو دریایی شده‌ای؛ آبی آرام،

زیبای غرورانگیز،

جسور مهربان، قدرتمندی بامعرفت و پرتلاطمی امن؛

 

تو دیگر دریایی هستی آبی‌تر، سخاوتمندتر،

قوی‌تر و زیباتر، هروقت خوب به خوبی‌های

اطرافت نگاه کنی،

خیلی بهتر از آن‌ها خواهی شد یعنی

می‌بینی که تو هم دارای همه‌ی آن

خوبی‌هایی هستی

 

که محو تماشای‌شان می‌باشی.

باور کن تو حالا از دریا هم دریاتر شده‌ای،

دریایی که می‌داند و می‌بیند و می‌فهمد که

دریاست.

دریایی که می‌داند زیباست، قدرتمند است،

مفید است، خلقتش بی‌عیب و نقص و

هدفمند است،

 

آمده‌ایم که دریا باشیم با تمامی خوبی‌ها.

 

 

 

قدرتی که دریا دارد، غیرقابل تصور است ولی

ولی او به ساحلِ آرمیده در کنارش ظلم نمی‌کند،

با او یار و همراه است، به زیباترین شکل ممکن،

همدیگر را مهربانانه و خالی از هر کینه و

عداوتی در آغوش می گیرد.

 

سرودهای عاشقانه‌ی دریا و ساحل را،

آن‌ها در کنار هم ترانه‌ی آرامش و آسایش

می‌خوانند.

نه دریا فخر به بزرگی و پهناوری و دارندگی‌اش می ورزد.

 

و نه ساحل به کوچکی‌اش سر خجلت فرود می‌آورد،

نه دریا بر ساحل خشم می‌گیرد نه ساحل بر دریا سخت؛

 

هر موجی که به ساحل می‌آید، حاوی پیام

مهربانانه‌ی دریاست

"صدها و هزاران هزار سرود و ترانه‌ی مهر،

عشق و دوستی"

 

و هر موجی که از ساحل به دریا بازمی‌گردد،

حامل

بهترین و عاطفی‌ترین پاسخ‌هاست.

 

 

دوست خوب من، به دریا نگاه کن و دریا شو

چون دریا، آرام، زیبا، قدرتمند، مهربان و سخاوتمند.

حالا دیگر به ‌جای نگاه کردن به دریا، خودت دریا

باش. همان‌ گونه آرام، به همان اندازه مقتدر ومهربان.

23:04:31

2016-12-23

 


  • barsam mohamadee
۰۲
دی

 

با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا نگاه کن،

هر آنچه که در خود می‌جویی را

در گستره‌ی پرتلاطم دریا خواهی یافت.

موسیقی عاشقانه‌ی دریا

چه در آرامش زیبایش و چه در امواج سهمگینِ

و به ‌ظاهر ویرانگرش.

به دریا نگاه کن تا تمامی احساس مثبت‌اندیشی و

مثبت‌گرایی را یک‌جا در پهنه‌ی آبی و زیبای آن بیابی.

تو چون خوب به آن آبیِ آرام بنگری،

خواهی دید غرور را، آرامش را، تفکر را،

تلاطم را، اعتماد به ‌نفس را،

برتری و رجحان بی‌حد و حصر را و قدرت را

"قدرتی که در لابه‌لای امواج دریا نهفته است"

همان قدرتی که همواره در تو جریان دارد،

همان قدرتی که تو را قادر به انجام هر ناممکن می‌نماید

و تو هم‌چنان به دریا نگاه کن، می‌بینی؟

 


 

او هر چه دارد، از خویشتنِ خویش دارد؛

آرامش را، موج پرقدرت را

و هر آن‌چه که می‌خواهد داشته باشد، از خود دارد.

او آن‌قدر به توان خویش، پای‌بند پای‌بند است که

با دستان مهربان و بامحبت خویش،

موجی می‌سازد سرکش و جسور اما از جنس خویش،

خوب که به دریایِ بی‌کران بنگری

همین دریای به ‌ظاهر آرام،

چیزهایی در خود نهفته دارد که بسیاری از آدم‌ها

آن را مدت‌هاست در خویشتن خویش یا گم کرده‌اند

و یا به فراموشی سپرده‌اند.

آری، دریا سینه‌ای پرهمت و دلی مهربان و خالی از کینه دارد.

 

با آن‌که در بطن او، بخش عظیم و پیچیده‌ای از خلقت قادرِ بی‌مثال در جریان است،

او، اما آرام و مهربان، پذیرای تمامی خوبی‌های خلقت است

درست مثل برخی آدم‌های به ‌ظاهر آرام ،

که باطنی پرجوش‌ و خروش و سرشار از مهربانی و عاطفه را

سخاوتمندانه به همراه دارند و تا در پنهان آنان رخنه نکنی

پی به این راز بزرگ‌شان نخواهی برد،

چونان دریا که باید رنجِ غوطه‌ور شدن را

در اعماقش بر خویش همواره ساخته تا به زیبایی‌هایش

آن هم اندکی، آری فقط اندکی دست‌یابی.

 

 

به سخاوتمندی او نگاه کن،

به آن دوردست‌ها

به آن‌جا که خورشید "سرچشمه‌ی انرژی الهی"

خود را به نیمه‌ی دیگر زندگی رخ‌ می‌نمایاند

تا عدالتش در تابیدن رعایت شود.

به دریا نگاه کن و به دریا بیندیش.

تا آنجا که جزئی از دریا شوی.

خود را نه در کنار او و نه بر پهنه‌ی نیلگونش

که با دریا حس کن،

لابه‌لای جریانات مبهم آبی دریا همراه او

گاهی سر به اعماق تاریک و در عین حال شگفت‌‌انگیز

و زیبایش بسپار و گاه با امواج از دریا جدا شو

و به سوی آسمان پرواز کن؛ پروازی که از دریا جدایی‌ناپذیر

باشد؛

پایت بر آب‌های دریا و بال‌هایت گسترده

در افق زیبا و باز هم جسورانه به دریا نگاه کن

 


  • barsam mohamadee
۳۰
آذر




بوی یلدا را می شنوی؟ انتهای خیابان آذر ...

باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...

قراری طولانی به بلندای یک شب ...

شب عشق بازی برگ و برف ...

پاییز چمدان به دست ایستاده؛ عزم رفتن دارد ...

آسمان بغض می کند، می بارد...

خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست که دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن

می دهد ...

آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد ...

دستی تکان می دهد ...

قدمی برمی دارد سنگین و سرد.

کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز...

و تمام می شود ...

پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ، رفتنت به خیر ، سفرت بی خطر

پی نوشت

1

اوج زیبایی شب یلدا بوسه زدن بر دستان پدران خسته

و گونه مادران شکسته ایست

که با لبخند شیرینشان بهاری سرسبز را برایمان آرزو دارند

پدرا مادرا

یلدایتان سراسر بهاری باد


  • barsam mohamadee
۲۹
آذر



 

از اول هم قرارمان این نبود

فکرش را هم نکرده بودیم

اصلا قرار نبود کار به اینجا بکشد!

ما به هم قول داده بودیم،نه تو آدم بد قولی بودی نه من...

از کجا شروع شد

از کدام روز،از کدام لحظه سر قولمان نماندیم؟

از کجا شروع شد که حالا

تنها کاری که از دستمان بر می آید این است که

وقتی به هم نگاه می کنیم

از خجالت سرخ شویم،

قرارمان این نبود!

یکدفعه چه اتفاقی افتاد که زیر قولمان زدیم

یکدفعه چه اتفاقی افتاد که عاشق هم شدیم؟؟

یکدفعه چه اتفاقی افتاد که دوستت دارم از زبانمان پرید؟

نه تو می دانی

و نه من

این ندانستن زیباترین سوال بی جواب دنیاست

و این ندانستن زیباترین سوال بی جواب دنیاست!


((صفا سلدوزی))

پی نوشت

یادم نیست پاییز بود که رفتی
یا رفتی که پاییز شد
یادم نیست
باران میزد که رفتی
یا رفتی که باران گرفت
تنها میدانم هنوز بعد از سال ها
در همان پاییز تلخ
خیس و خسته
تنها زیر باران مانده ام

رد پای عطر پاییز را میگیرم

کوچه به کوچه

رویا به رویا

در انتهای کوچه باغ به جای خالیت میرسم …

چه سخت است حضور عطر تو میان برگ های پاییز زده !

 

پائیز امسال هم رفتنی شد...

22:45:08

2016-12-19

  • barsam mohamadee
۲۸
آذر




بامن ازروئیدن فانوس سبز

درشبستان های متروک امید

با من ازتمدید فرصتهای شیرین تربگو

هیبتم را راحت ساحل شکست

بامن ازآبی ترین شب های قایقران بگو

تاسحربرشانه های بی کسی

قصه تنهائی قو رابگو

می تراودسبزخندکوزه ات

بامن ازباران بگو

اشتباه میکنند بعضی ها

که اشتباه نمیکنند!

باید راه افتاد

مثل رودها

که بعضی به دریا میرسند

بعضی هم به دریا نمیرسند.

رفتن

هیچ ربطی به رسیدن ندارد.
که بعضی به دریا میرسند بعضی هم به دریا نمیرسند.

ما را می‌گردند

می‌گویند همراه خود چه دارید؟


ما فقط

رویاهایمان را با خود آورده‌ایم.

پنهان نمی‌کنیم

چمدان‌های ما سنگین است،

اما فقط

رویاهایمان را با خود آورده‌ایم
از ریگ‌های ته جویبار شنیده‌ام

مهم نیست که مرا

از ملاقات ماه و گفت و گوی باران

بازداشته‌اند .

من برای رسیدن به آرامش

تنها به تکرار اسم تو

بسنده خواهم کرد ...

حالا آرام باش
سید علی صالحی

22:10:19
2016-12-18

  • barsam mohamadee
۲۷
آذر



سالهاست دیگر کسی ساده نیست

ساده نیست..

از همان وقتی که

دیوار کاهگلی رفت و

آجر و سنگ آمد..

از همان وقتی که ایوان شد بالکن..

-خانه شد آپارتمان..

و کم کم

انسان شد صرفاً موجودی برای رفع نیاز های خود..

اما تو تغییر نکن!

تو خودت باش و نشان بده

آدمیت هنوز نفس میکشد..

هنوز میشــــود

روی کســـی حســـاب باز کرد آن هم از نوع مــادام العــمر...

هنوز هســتند کســـانی که میشــود به سرشـــان

قســـم راسـت خورد...

هنوز هست کسی که دل, بهانه ی

خوبیهایش را بگیرد هر از چند گاهی...

این کره خاکی غبار گرفته به بودنت

نیاز دارد..

22:07:31


2016-12-17

  • barsam mohamadee
۲۵
آذر




عطر زرد گل یاس رو نمی خوام


نمره ی بیست کلاسو نمی خوام


من فقط واسه چش تو جون می دم


عاشقای بی حواسو نمی خوام


من تو رو می خوام اونارو نمی خوام


نفسم تویی هوارو نمی خوام


عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام


دوره گرد گل فروشو نمی خوام


اونی که چشاش به رنگ عسله


مجنون خونه به دوشو نمی خوام


من تو رو می خوام اونارو نمی خوام



  • barsam mohamadee
۲۵
آذر




عقب نشینی نکن

زمانیکه کارها به دشواری پیش می رود،

همانگونه که در آینده هم اینگونه خواهد بود،

هنگامیکه راهمان به نظر کاملا سر بالا می آید،

هنگامیکه اندوخته تان کم و قرض هایتان زیاد است،

و شما به جای خنده،آه می کشید،

و هنگامیکه غصه، امانتان را بریده است

اگر خواستید کمی استراحت کنید،ولی فرار نکنید

زندگی با این همه پیچ و خمش سخت و دشوار است،


همانگونه که هر یک از ما گه گاهی می آموزیم،

شکست به پیروزی بدل می شود.

کار هارا ول نکنیدگرچه آن ها به نظر آرام به پیش می روند.

ولی ممکن است در گام بعدی موفق شوید.

و شما هیچ وقت نمی توانید بگویید که کی موفق می شوید،

آن ممکن است به شما خیلی نزدیک باشد در حالیکه بسیار دور می نماید،

از این رو هر چه هدف دشوار تر باشد سخت تر تلاش کنید

زمانیکه استقامت به خرج می دهید،کار ها با ارزش تر جلوه می نمایند.


  • barsam mohamadee
۲۳
آذر

 ای مهربان تر از برگ ، در بوسه های باران !


بیداری ستاره در چشم جویباران


آئینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل


لبخند گاهگاهت ، صبحِ ستاره باران


باز آ که در هوایت خاموشی جنونم


فریاد ها بر انگیخت از سنگ کوهساران


ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز!



کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران


گفتی : " به روزگاری مهری نشسته " گفتم :


بیرون نمی توان کرد " حتّی " به روزگاران


بیگانگی ز حد رفت ، ای آشنا مپرهیز !


زین عاشق پشیمان ، سر خیل شرمساران


پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند


دیوار زندگی را زین گونه یادگاران


وین نغمه ی محبت ، بعد از من و تو مانَد


تا در زمانه باقیست آواز باد و باران ..


" محمد رضا شفیعی کدکنی"




دریافت

  • barsam mohamadee
۲۲
آذر

هیچ کس وسوسه اش نکرد. هیچ کس فریبش نداد.   

         او خودش سیب را از شاخه چید و گاز زد و نیم خورده دور انداخت.


او خودش از بهشت بیرون رفت و وقتی به پشت دروازه بهشت رسید،

ایستاد. انگار می خواست

چیزی بگوید.                    چیزی اما نگفت.

خدا دستش را گرفت و مشتی اختیار به او داد و گفت: برو؛ زیرا که

اشتباه کردی.  اما اینجا خانه ی توست هر وقت که برگردی؛ و فراموش

نکن که از اشتباه به

آمرزش راهی هست.


او رفت و شیطان مبهوت نگاهش می کرد.       

          شیطان کوچک تر از آن بود که او را به کاری وادار کند. شیطان

موجود بیچاره ای بود که در

کیسه اش جز مشتی گناه چیزی نداشت.


او رفت اما نه مثل شیطان مغرورانه تا گناه کند، او رفت تا کودکانه

اشتباه کند.


او به زمین آمد و اشتباه کرد. بارها و بارها ،اشتباه کرد.   

          مثل فرشته ی بازیگوشی که گاهی دری را بی اجازه باز می کند،

یا دستش به چیزی می خورد و آن را می اندازد.     فرشته ای سر به

هوا که گاهی سر می خورد.       می افتد و دست و پایش را می شکند.


اشتباه های کوچک او مثل لباس های نامناسب او بود که گاهی کسی

به تن می کند.                                                اما ما همیشه تنها

لباسش را دیدیم و هرگز قلبش را ندیدیم که زیر پیراهنش بود.

                ما از هر اشتباه او سنگی ساختیم و به سمتش پرتاب کردیم.

سنگ های ما روحش را خط خطی کرد و ما نفهمیدیم


اما یک روز او بی آنکه چیزی بگوید، لباس های نامناسبش را از تن

درآورد و اشتباه های کوچکش را دور انداخت و ما دیدیم که او دو بال

کوچک نارنجی هم دارد؛ دو بال کوچک که سالها از ما پنهان کرده بود، 

   و پر زد مثل پرنده ای که به آشیانه اش بر می گردد.  

        او به بهشت برگشت و حالا هر صبح وقتی خورشید طلوع می کند،

صدایش را می شنویم.                                       زیرا او قناری کوچکی

است که روی انگشت خدا آواز می خواند.

عرفان نظر آهاری

  • barsam mohamadee
۲۰
آذر

من , زاده آذر ماه اخر پائیزم"

محبت های بی دریغتان را ارج می نهم .

خدایا مبادا در خاطر کسی آید که برای عزیزتر شدنم رفتن را بر گزیدم

  که تو خود گواه منی..

از تو خواستم که مرا یاری کنی که آنچه تو بر دلم جاری می سازی , بر

زبان قلمم جاری گردد.

گویا خدای مهربانم ,  محبت شما  عزیزان  را در دلم جاری ساخت  که دوباره قلمم بی تاب نوشتنتان گشت و مرا  اینگونه  بی تاب کرد.



دوباره خواهم نوشت پر احساس تر از پیش...

می نویسم : 

         "  ســـــــــــــــــــــــــلام  "

"سلامی دوباره " بر دلِ بی آلایشتان ...

 " سلامی دوباره " بر برگ های سبز و شبنم زده ی درخت تنومندِ

محبتان...

" سلامی دوباره " بر آنانکه با نبودن کسی  , بودنش  را از یاد نخواهند

برد...

لیک به خود قول دادم که این بار ,

" طوری از کنار زندگی  بگذرم که  نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه

این دلِ ناماندگارِ"

محبت بی دریغتان را سپاس می گویم  وبا زبانی قاصر از بیان آن از نو

برایتان می نویسم:

        "  ســـــــــــــــــــــــــلام  "

  • barsam mohamadee